نور الزهرا (سلام الله علیها)

  • آرشیوها 
  • تماس  
  • ورود 

تا ساحل آرامش9

21 مهر 1393 توسط نورالزهراء (س)

مرز احترام به روحيات و حساسيت ها

مرز مشخص درك حساسيت ها در درجه اول خط قرمز شرع است.

برخي از حساسيت ها به جا و صحيح است. به اين ها بايد به طور كامل احترام گذاشت.

درباره  حساسيت هاي  نا جا  اگر از خط قرمز شرع عبور نكرده باشد سياست اصلي بايد مدارا باشد.

مدارا به معناي بي قيد شدن براي اصلاح همسر نيست چرا كه بايد سياستي اصلاحي در برابر همسر در پيش گرفت معمولا حساسيتها برخاسته الز محيط زندگي و نوع تربيت انسانها است به همين دليل در بسياري از موارد در وجود انسان ريشه كرده است. توجه به اين نكته ضرورت تحمل زمان را به ما نشان داده و صبر را سرلوحه ما قرار خواهد داد.

 نظر دهید »

تا ساحل آرامش8

21 مهر 1393 توسط نورالزهراء (س)

راههاي بدست آوردن روحيات شخصي همسر

الف ) گفتگو

چرا بايد انتظار نشست تا گذر زندگي به ما از روحيات همسران خبر دهد ؟ خوب است در  گفتگوهايي صميمي از همسرمانت بخواهيم تا از حساسيت ها و روحيات خاص خود صحبت كند. خودمان هم بدون اين كه منتظر بمانيم تا همسرمان در يك گفتگو از روحيات ما جويا شده و يا با واكنش هامان از حساسيت هايمان سر دربياورد ، او را از حساسيت ها و روحياتمان با خب ر كنيم تا روند آگاهي از روحيات به درازا نكشد.

ب) واكنش ها

در طول زندگي كارهاي ما از سوي همسرمان با واكنش هايي مواجه مي شود مثلا نسبت به اصرار بر يك خواسته، يا تعلل در اجراي در خواست او، كم حرفي ، پرحرفي … كه نشان مي دهد به اين موارد و مسائل ديگر چه نوع و تا چه اندازه حساسيت دارد.

ناگفته  نماند كه مشكل برخي از زنان و يا مردان ، عدم شناخت روحيات همسران نيست ؛ بلكه مشكل غرور آنهاست كه توقع دارند نه تنها همسرشان بلكه تمام عالم سازشان را با ميل آنها كوك كنند.

 1 نظر

تاساحل آرامش7

21 مهر 1393 توسط نورالزهراء (س)

روحيات و حساسيت هاي شخصي

  1. قبل از ازدواج و در زمان خواستگاري

اصلي ترين و مهم ترين مرحله شناخت روحيات زمان خواستگاري است. چرا كه برخي از افراد به جهت اختلاف بسيار زياد روحي كه با هم دارند ، نمي توانند زندگي مشترك موفقي را با هم آغاز كنند.پس در اين مرحله بايد دقت زيادي در شناخت روحيات طرف مقابل به خرج داد.

  1. دوران عقد

متأسفانه جوانان ما اين مرحله را كه يكي از بهترين زمانها براي شناخت دقيق همسر مي باشد به راحتي از دست مي دهند. معمولا اين مرحله تنها به تبادل احساسات خلاصه مي شود. بهتر است كه هم زن و هم شوهر در دوران عقد به صورت صريح از حساسيت هاي خود سخن بگويند تا همسرشان بتواند با توجه به حساسيت هاي طرف مقابلشان رفتار كند.

  1. دوران زندگي مشترك

اگر چه شناخت روحيات اصلي در اين دوران كمي دير به نظر مي رسد ولي به هر حال زندگي مشترك به ويژه اوايل آن مي تواند انسان را در كم كردن اختلافات كمك كند.

 نظر دهید »

تا ساحل آرامش 6

18 تیر 1393 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

atentStyles DefLockedState="false” LatentStyleCount="156″>

گام ششم : تلاش براي شناخت روحيات و حساسيت ها

چه مرد ها و چه زن ها روحياتي داشته و نسبت به مسائل خاصي حساسيت دارند.

برخي از اين روحيات نوعي هستند يعني روحياتي كه در نوع مردان و زنان وجود دارد، مثلا: مردها از نظر رواني دوست دارند كه همسرانشان براي آنها آرايش كنند يا زن ها دوست دارند كه همسرانشان هميشه محبتشان را ابراز كنند.

روحياتي هم به عنوان روحيات شخصيه وجود دارد كه عمومي نيستند، مثل اينكه كسي به مهمان زياد حساس است و ديگري به دوري از پد و مادر.

با احترام به روحيات همديگر زن و شوهر مي توانند در كنار هم با آرامش زندگي كنند.

شايد باور اين نكته مشكل باشد كه بي توجهي به اين حساسيت ها به ظاهر پيش پا افتاده مي تواند، پايه هاي يك زندگي را بلرزاند.

يكي از راه هاي ابراز محبت ، احترام به حساسيت هاست.

يك همسر هنرمند ،كسي است كه بتواند در اولين فرصت از روحيات نوعي و شخصي طرف مقابلش آگاه شود.

نمونه هايي از حساسيتهاي نوعي و شخصي را در ساحل آرامش ديگر پيگير باشيد.

 نظر دهید »

تا ساحل آرامش 5

31 خرداد 1393 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

atentStyles DefLockedState="false” LatentStyleCount="156″>

گام پنجم:قرار دادن خود در جايگاه مشخص هستي

يكي از دلايل اختلاف ميان زن و شوهر آن است كه يكي خود را جاي ديگري مي گذارد و نمي خواهد اندام وار بودن جهان هستي و از جمله خانواده كه يكي از اعضاي جهان آفرينش هست را بپذيرد.زن در صورتي همسر موفقي باشد كه در جايگاه زنانگي خود قرار بگيرد و مرد در صورتي مي تواند همسر توانايي باشد كه از جايگاه مردانگي خود به جاي ديگري نرود.

طبق استعداد طبيعي مرد و زن ،هر كدام وظيفه اي بر دوش دارند.

زن به جهت برخوردار بودن از احساسات لطيف بايد مديريت عاطفي  خانه را بر دوش بگيرد. وظيفه مرد هم مديريت اقتصادي و منطقي خانه است؛ آن گونه كه زن از عهده تربيت بچه برمي آيد ، مرد نمي تواند.

زيبايي اندام انسان در اين است كه هر كدام در جاي خود قرار گرفته و كار مخصوص به خود را انجام مي دهند . اگرروزي گوش بخواهد در جاي چشم قرار بگيرد و به جاي شنيدن ببيند هم قيافه انسان خنده دار مي شود و هم اين كه نمي تواند ببيند.اندام وار بودن عالم خلقت ،يعني همين.زيبايي زندگي در اين است كه زن زنانگي كند و مرد مردانگي.

اگر اين نگاه را پذيرفتيم ديگر زن خواهان حضور مردانه در عرصه جامعه نخواهد بود و هنگامي كه در خدمت خانواده و مديريت داخلي آن قرار گيرد احساس شكست و عقب ماندگي نمي كند بلكه خود را در مسير رشد و كمال مي بيند.

البته اين بدان معنا نيست كه مرد پاي خود را از كارهاي خانه بيرون بكشدبلكه به جهت قوت جسماني كه خداوند به مرد عطا نموده بايد علاوه بر كارهاي بيرون خانه ،در كارهاي داخلي هم با زن هم كاري كند.




هم كاري مرد در خانه علاوه بر اين كه موجب انس و الفت بيشتر زن و مرد با يكديگر مي شود ،پاداشي اخروي براي مرد دارد كه در مسير رسيدن او به هدف آفرينش نقش بسزايي دارد.

 

 نظر دهید »

حافظه خود را تقویت کنیم!

31 خرداد 1393 توسط نورالزهراء (س)

چه می‌شد اگر با یک بار نگاه کردن به صفحه، همان موقع همه ی اطلاعات در ذهنت ثبت شود؟ عالی نبود اگر تاریخ تولد دوستت در ذهنت می‌ماند، یا از یادت نمی‌رفت کتابت را کجا گذاشته ای؟ به هر حال انسان حافظه ی دوربین وار ندارد، اما می‌تواند قدم‌هایی برای تقویت حافظه اش بردارد. تو هم چه بخواهی قهرمان مسابقه ی حافظه ی جهان شوی یا خیلی راحت به یاد بیاوری کلیدت را کجا گذاشته ای، خواندن این مطلب می‌تواند برایت جذاب باشد.

مراعات حال حافظه ات را بکن…!

حافظه ی بیچاره که رایانه نیست. کلی چیز هست که باید در گوشه و کنار نگه دارد و در وقت مبادا سریع تحویل جناب عالی بدهد. بنابراین سعی کن بار اضافی روی دوشش نگذاری. منظورم این است که چیزهایی را که معمولا به آنها نیاز پیدا می‌کنی (مثل کلید یا عینک) در یک جای مشخص قرار بده (مثلا داخل ظرف تزئینی روی میز)، چیزهایی مثل تلفن‌ها و آدرس‌های جدید را هم همان موقع در دفتر تلفنت یادداشت یا وارد حافظه ی موبایلت کن.

تکرار، تکرار، تکرار

اطلاعات تازه ای را که باید به خاطر بسپاری، به طور مرتب برای خودت تکرار کن، بهترین راه این است که ابتدا هر روز این کار را بکنی و به تدریج فاصله ی رجوع به آن را کم کنی تا این که به طور کامل به خاطر سپرده شود.

رابطه بساز تا به یادت بماند؛

این که خیلی‌ها نمی‌توانند شماره تلفن دوستشان را به خاطر بسپارند، دلیل دارد:

۵۳۲۵۴۹ فقط چند شماره ی پشت سر هم است که در واقع هیچ ارتباطی به دوست عزیز آدم ندارد! در این جور موارد می‌توانی از تکنیک‌های یادگیری استفاده کنی و برای چیزهایی که باید به خاطر بسپاری، مجموعه ای از چیزها بسازی.

مثلا درباره تلفن خاص، اول آن را به شکل حروف روی کاغذ بنویس: پنج سه دو پنج چهار نه. حالا سعی کن با حروف‌های اول شماره‌ها، جمله ای با معنی بسازی و ارتباطی هوشمند ایجاد کنی، مثلا« پروانه سر درخت پرید، چرا ؟ نمی‌دانم.»

به ذهنت نرمش بده…

کسب توانایی های ذهنی جدید و به خصوص پیچیده مثل یادگیری یک زبان جدید یا نواختن ساز، حافظه و ذهن آدم را قوی تر می‌کند. سرگرمی‌هایی مثل پازل، جدول کلمات متقاطع، سودوکو و … نیز کمک می‌کنند که ذهنت تیز و آماده باقی بماند.

خوب بخور، درست بخور!

از قدیم گفته اند: “عقل سالم در بدن سالم است.” بنابراین اگر می‌خواهی حافظه ی سالمی داشته باشی، باید رژیم غذایی سالمی داشته باشی. بهترین کمک برای حافظه، غذاهای دارای آنتی اکسیدان مثل کلم بروکلی و اسفناج هستند. تنفس عمیق و آهسته تر در واقع شیوه ی کارکرد مغز را تغییر می‌دهد.

 نظر دهید »

تا ساحل آرامش 4

06 خرداد 1393 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

atentStyles DefLockedState="false” LatentStyleCount="156″>

گام چهارم : پر نگه داشتن كانون خانه از معنويت

براي مقابله با بسياري از مسائلي كه با هواي نفس ما همراه است و لذت مادي دارد ،بايد طعم معنويت را چشيد. وقتي انسان طعم معنويت را چشيد ديگر نمي تواند به لذات اين دنيايي دل خوش كند حتي اگر اين لذات خواسته نفس او باشد به جهت طعمي كه اين معنويت دارد به راحتي از كنار اين لذات عبور مي كند. امام سجاد عليه السلام درمناجات خمس عشر مي فرمايد :خدايا چه كسي شيريني محبت تو را چشيد و از تو دور شد و به جاي تو كسي را برگزيد ؟يعني براي اين كه كسي جز خدا ، محور زندگي انسان نباشد ، بايد محبت خدا چشيد.

تا نام معنويت را مي شنويم ، در ذهنتان فقط نماز و روزه و قرآن خواندن و مجلس دعا رفتن مجسم نشود . اينها از مصاديق معنويت هستند ولي اگر آن گونه كه خدا گفته رعايت نشود ضد معنويت مي شود.

برخي از مصاديق معنويت

اول:انجام واجبات و ترك محرمات (از جمله نمازاول وقت)

دوم : حفظ حريم با نامحرم

سوم: مناجات و توسل ؛ قرآن و حديث

چهارم: جلوگيري از ورود وسايل فساد به خانه

پنجم : سفر زيارتي

ششم: مطالعه كتب اخلاقي

هفتم: كمك به فقرا

هشتم: نيكي به والدين

نهم : محبت كردن به همسر و فرزندان

دهم :پرهيز از مال حرام

(منبع :كتاب تا ساحل آرامش ج1 ،ص 55)

مسچي

 

 1 نظر

تا ساحل آرامش3

23 اردیبهشت 1393 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

–>

گام سوم : قرار دادن يك معيار ثابت در زندگي

يكي از مشكلات زندگي مشترك نداشتن معيار ثابت و مشخص براي قضاوت و تصميم گيري است.

مهمترين معيار متغير ، خواست مردم است. متأسفانه بسياري از زندگي ها آغاز و انجامشان بر اساس خواست مردم است .

گاهي به قدري در تن دادن به خواست مردم پيش روي مي كنيم كه حتي حاضريم بر خلاف عقايد خود عمل كرده ؛اما نظر مردم را جلب كنيم؛يعني دينمان را به دنياي ديگران بدهيم.

اگر بپرسيد آن معيار ثابت در زندگي چه بايد باشد ؟ مي گوييم هيچ معياري بهتر و رشد دهنده تر از خدا نيست. ملاك زندگي را رضايت خدا بگذاريد.كسي كه معيارش را خدا قرار داد هواها و سليقه هاي خود را بر اساس رضايت او تنظيم ميكند چنين تنظيمي ، نشاط بخش و نجات بخش زندگي است و اگر كسي هم از اين مبنا دوري كرد و خدا را محور زندگي خود قرار نداد ،به يقين از زندگي لذت نخواهد برد.

اگر كسي بپرسد كه چگونه بدانيم خدا از چه چيز راضي و نسبت به چه چيزي خشمگين ميشود ؟ بايد گفت حداقل كاري بايد هر مسلماني انجام دهد آن است كه مطالعات اسلام شناسي را از اصلي ترين كارهاي زندگي خود قرار دهدو. وقتي دين را شناختيم بهترين كار براي اينكه مبنايي ثابت و آرامش بخش در زندگي حاكم شود،تقويت معنويت است كه در گام بعدي به آن اشاره خواهد شد.

(منبع :كتاب تا ساحل آرامش ج1 ،ص 43)

مسچي

 نظر دهید »

تا ساحل آرامش 2

31 فروردین 1393 توسط نورالزهراء (س)

گام هاي موفقيت در زندگي مشترك

گام دوم: نشانه موفقيت در زندگي مشترك چيست؟

از نگاه قرآن  هدف از زندگي مشترك رسيدن به آرامش است. اما اين آرامشي كه محصول ازدواج مي باشد ،سرمايه اي براي رسيدن به رشد و كمال انساني است كه فلسفه آفرينش ما در آن معنا مي شود.

براي  اينكه دو نفر در كنار هم احساس آرامش كنند بايد در اخلاق و عقايد همتاي هم باشند كه در زبان ديني به اين همتايي «كفويت» گفته مي شود.

اگر يكي از دو پايه كفويت يعني هم سويي در اخلاق و عقايد ،استحكام لازم را نداشته باشند، ساختمان زندگي دچار تزلزل خواهد شد.موافق بودن در عقايد و اخلاق موجب مي شود ،بسياري از دغدغه هاي زائد از زندگي انسان بيرون رفته و دل انسان مشغوليت هايي بيش از آنچه مربوط به هدف آفرينش او مي شود نداشته باشد.

منبع: (كتاب تا ساحل آرامش ، محسن عباسي ولدي،ج1،ص35)

مسچي

 2 نظر

تا ساحل آرامش

21 فروردین 1393 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

pan style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">* گام هاي موفقيت در زندگي مشترك*

گام اول: هدف زندگي را فراموش نكنيم

يادمان باشد كه به دنيا آمده ايم تا به هدف آفرينش خويش كه خدايي شدن است برسيم . راه خدايي شدن هم بندگي است.

در زندگي به خاطر خدا بايد گذشت كرد ، به خاطر خدا بايد سكوت كرد به خاطر خدا بايد فرياد كشيد، به خاطر خدا بايد كار كرد، به خاطر خدا بايد آشپزي كرد، فقط به خاطر خدا….

اگر مقصد زندگي خدا شد ، خوشحالي ها و ناراحتي ها ، شكست ها و پيروزي ها و بسياري از مفاهيم كليدي زندگي ، تعرف جديدي پيدا مي كنند.

معناي حقيقي زندگي قرار گرفتن در مسير اجابت دعوت خدا و عمل به دستورات او است.

در آخر علاوه بر اين كه نبايد هدف زندگي را فراموش كرد ، نبايد از ياد برد زماني كه براي رسيدن به اين هدف در اختيار داريم ،بسيار محدود است. پس نبايد وقت را تلف كرد ؛ و بايد از روزها و لحظات اين زندگي كوتاه براي رسيدن به هدف آفرينش ، كمال استفاده را برد.

منبع :(كتاب تا ساحل آرامش ،محسن عباسي ولدي،ج1ص29)

نويسنده:مسچي

 نظر دهید »

این خدا که می‌گویی کجاست؟

18 اسفند 1392 توسط نورالزهراء (س)

کودک

چه‌طور به زندگی کودکان رنگ معنویت بزنیم؟

بهترین راه ارتقای زندگی معنوی کودکان، راحت و آشکار حرف زدن درباره خداست. اصل کلی که بیش‌تر کارشناسان آن را تایید می‌کنند، این است که بگذارید بچه‌ها، گفت‌وگو را هدایت کنند و بعد، با سوال کردن شما، موضوع را پی‌گیری کنید.

حرف زدن درباره خدا، به این دلیل بااهمیت است که می‌تواند بهترین راه برآوردن مهم‌ترین نیازهای کودکان باشد؛ زیرا کودکان، بیش از بزرگسالان، خود و اطرافیان‌شان را به تکیه‌گاه قوی و مهربانی نیازمند می‌دانند که قادر است همه آرزوهای آن‌ها را برآورده کند. فایده دیگر صحبت کردن درباره خدا، این است که همه چیز را در دنیا توضیح می‌دهد، زیبایی طبیعت، تولد نوزاد یا مرگ یک دوست که با این توضیح- مرتبط کردن رویدادهای طبیعی به خدا- نوعی احساس شگفتی نیز همراه است؛ زیرا روح کودک، دنبال عجایب و اسرار می‌گردد و زمانی که برای پرسش‌های کلیدی خود، پاسخی منطقی می‌یابد، احساس آرامش می‌کند. گرچه کودکان نوپا، كوچك‌تر از آن هستند که مفاهیم مبهم معنوی را درک کنند، اما آن‌قدر بچه نیستند که نتوانند کلماتی را درباره خدا یاد بگیرند.

طعم حضور خدا را به کودک بچشانیم

این سوال غلط است که: «چه‌طور کودکم را وادار کنم به خدا اعتقاد پیدا کند؟» پرسش صحیح این است که: «چه‌طور به او نشان دهم که خدا، در زندگی‌اش حضور دارد؟»

حدود سه یا چهار سالگی، بچه‌ها، نام خداوند را یاد می‌گیرند. کودک، ابتدا، دنبال قوی‌ترین فرد است و چون از نوزادی، مادر، نیازهایش را رفع کرده، می‌پندارد که مادر، محکم‌ترین تکیه‌گاه است، ولی خیلی زود می‌فهمد که مادر، از خیلی چیزها می‌ترسد و چون پدر از آن‌ها نمی‌ترسد، پدر را تکیه‌گاه و قوی‌ترین آدم می‌یابد، ولی پدر هم از بعضی چیزها می‌ترسد. در این زمان است که از ما می‌پرسد: «چه کسی قوی‌ترین است؟» به او می‌گوییم: «خدا». این خدا کجاست؟ به او می‌گوییم: «بزرگ‌تر که شدی، برایت می‌گویم.» چون کودک سه، چهار ساله، در مرحله تفکر ابتدایی است، فقط آن‌چه را می‌بیند، قبول دارد. بنابراین نمی‌توان به او گفت: «خدا نادیدنی است و همه جا هست.»

خدای دوست داشتنی 5 سالگی

در فاصله سنی سه تا پنج سالگی، کودکان، خدا را شبیه انسانی می‌دانند که به آن‌ها اتومبیل یا اسباب‌بازی می‌دهد و مراقب همه چیز است؛ موجودی دوست‌داشتنی. چنین برداشتی، به چنین پرسش‌هایی می‌انجامد: «آیا خدا می‌خوابد؟ خدا برای تعطیلات کجا می‌رود؟ خدا کجا زندگی می‌کند؟» اگر به او بگویید: «اگر بدرفتاری کنی، خدا عصبانی می‌شود»، او، پدری عصبانی را مجسم می‌کند که آماده است برای جزیی‌ترین تخطی، او را تنبیه کند. به‌تدریج که بزرگ‌تر شد، باید خدا را به او چنان معرفی کنیم که بچه‌ها، از او خوش‌شان بیاید. از لطف و کرم خدا، مهربانی، قدرت خدا، بخشش و زیبایی‌دوستی او می‌گوییم. درباره بهشتی که به نیکوکاران وعده داده، سخن می‌گوییم و اگر ضرورت خاصی پیش آمد، درباره جهنم به زبانی ساده برایش توضیح می دهیم.

به پرسش‌های کودکان پیش دبستانی درباره خدا چگونه پاسخ دهیم؟

پرسش‌های كودكان دربارة‌ خدا را جدی بگیرید و بدان‌ها پاسخ دهید، پاسخ‌هایی از قبیل این كه بعد «بعد می‌فهمی» یا «بزرگ می‌شوی و خواهی فهمید»، درست نیست؛ زیرا ممكن است از نا آگاهان یا غرض ورزان بپرسد و دچار سردرگمی یا انحراف شود.

هیچ‌گاه به پرسش‌های كودكان دربارة خدا، بی‌درنگ و بدن تأمل پاسخ ندهید. پاسخ به این گونه پرسش‌ها باید در زمان و مكان مناسبی باشد. هنگام آشپزی، زمان آماده شدن برای خروج از منزل، هنگام مرتب كردن اتاق‌ها و … زمان‌های مناسبی نیستند و اگر كودك شما در این گونه موقعیت‌ها پرسید، پاسخ آن را به زمان مناسبی واگذارید.

پاسخ‌های شما باید با سن كودك متناسب باشد. استفاده از استدلال‌های ساده برای اقناع كودك خوب است؛ اما استدلال های فلسفی سنگین فایده‌ای ندارد.

کودک

مهم‌ترین و شایع ترین پرسش‌های كودكان دربارة‌ خدا عبارتند از:

1- خدا كیست و چیست؟ برای پاسخ به این سۆال، باید از اوصاف خداوند و مقایسة او با دیگران استفاده كرد:‌ خدا كسی است كه مهربانی‌اش از پدر  مادر هم بیشتر است. او كسی است كه از پدر و مادر هم بیشتر از تو مراقبت می‌كند. خدا از قوی‌ترین كسی كه می‌شناسی هم قوی‌تر است.

2- خدا كجاست؟ خدا همه‌ جا است.

3- چه طور و چگونه خدا همه جا هست؟ خدا مثل ما انسان‌ها نیست كه فقط رد یك جا هستند. او قدرتی دارد كه می‌تواند همه جا باشد؛ مثل سخنران تلویزیون كه در همة خانه‌ها او را می‌بینند.

4- اگر خدا همه جا هست، چرا او را نمی‌بینم؟‌ خیلی چیزها مانند هوا، گرما و برق را نمی‌بینیم؛‌ اما وجود دارند. فرزندی همین سۆال را از پدر خود می‌پرسد.

پدر لیوانی آب و دو حبه قند می‌آورد و مقابل دیدگان فرزند، آن دو حبه قند را داخل آب در لیوان قرار می‌دهد و آن ها را در آب حل می‌كند؛ آن گاه می‌پرسد:‌ آیا حبه‌های قند داخل لیوان هستند یا از آن خارج شده‌اند؟ فرزند پاسخ می‌دهد: داخل لیوان هستند. پدر:‌ آیا تو آن را می‌بینی؟‌فرزند: خیر. پدر: آنها داخل لیوان هستند؛‌ اما با چشم دیده نمی‌شوند؛  خدا هم این گونه است.

5- خدا چقدر بزرگ است؟ نمی‌دانم چقدر بزرگ است؛ اما می‌دانم كه هیچ چیز در دنیا بزرگتر از خدا نیست. خدا از همه بزرگ ترین كسی كه تو می‌شناسی بزرگتر است.

6- لباس‌های خدا چه اندازه است؟ خدا مثل ما آدم‌ها نیست كه لباس بخواهد.

7- اگر خدا بالا هست، چرا پاهای او را نمی‌بینیم؟ خدا مثل ما آدم‌ها نیست كه پا داشته باشد. گذشته از این، ما خدا را با چشم نمی‌بینیم.

8- اگر خدا همه  جا هست، چرا به آسمان نگاه می‌كنیم؟ بركت‌های خدا مثل باران، از آسمان فرود می‌آید. ما آدم‌ها،‌ جاهای بلند را بهتر می‌دانیم؛ به همین دلیل، نفر اول مسابقه در كشتی، بر روی سكوی بالاتر می‌ایستد.

9- خدا كه بزرگ است، چگونه در قلب ما جا می‌گیرد؟ همان طور كه پدر و مادرت در قلب تو هستند.

10- آیا خدا در جاهای بد مانند توالت هم هست؟ بله، خدا همه جا هست. توالت از نظر ما آدم‌هابد است؛ ولی از نظر خدا بد نیست؛ چون او همه چیز را آفریده است؛ مانند مامان كه وقتی برادر كوچولویت را تمیز می‌كند، بدش نمی‌آید.

11- خدا را چه كسی آفریده است؟ خدا همیشه بوده، و ما به این مطلب ایمان داریم و در پی دلیل آن نمی‌رویم؛ مانند این كه تو ایمان داری هیچ گاه از روی زمین بلند نمی‌شوی؛ ولی دلیل آن را هم نمی‌دانی.

منبع: تبیان

میرعیسی خانی

 1 نظر

رهنمود های امیرالمومنین علی علیه السلام به نوجوانان (2)

18 اسفند 1392 توسط نورالزهراء (س)

امام على علیه السلام در تمام دوران زندگى پربار و نورانى خود سعى در هدایت دلها و مغزها به سوى حقیقت راه روشن الهى داشت. حضرت از هر فرصت مناسبى، با سخنرانی هاى اخلاقى، سیاسى، با نوشتن نامه هاى ضرورى و یا كلمات حكمت آمیز، به تمام ارزشهاى اخلاقى، انسانى اشاره مى فرمود و راه و رسم زندگى سالم و صحیح انسانى را در این كتاب به بشریت سرگشته، معرفى نمود و با هرگونه جهل و جهالت و نادانى مبارزه كرد و روش رسیدن به سعادت و تكامل جاویدان را به همگان نشان داد. این است که نهج البلاغه كتاب زندگى، كتاب اخلاق و رستگارى، كتاب سیاست و كشوردارى، كتاب تكامل و بالندگى است.

رهنمودهای امیر المومنین علی (ع)به نوجوانان؛

1ـ صبر وبردباری :عامل اساسى، در مباحث نوجوانان، و به بارنشستن ارزشها، در خودسازى و تربیت نفس، صبر و بردبارى و تحمل مشكلات است. نوجوانان باید خویشتن را با صبر و بردبارى عادت دهند و از عجله و شتابهاى دروغین بپرهیزند.(این عامل در قسمت قبل تفصیلا بیان شد.)

2ـ قانون گرائى : نوجوان سعى دارد با حساب و كتاب سخن بگوید. و دوست دارد كه دیگران نیز با نظم و قانون باشند. و با او قانونمند برخورد كنند. سن و سال نوجوانى با نظم و ترتیب و قانون و حساب و كتاب هماهنگ است. اگر مربیان تربیتى، پدران و مادران، نوجوانان را با قوانین و مقررات اجتماعى آشنا سازند، چون زمینه ى پذیرش قانون در نوجوانان بسیار فراهم است، روح قانونگرائى و نظم گرائى در آنان به كمال خواهد رسید. قال على علیه السلام: ‘ان الله افترض علیكم فرائض فلا تضیعوها’ امام على علیه السلام فرمود: “همانا پروردگار بزرگ حقوقى را بر شما واجب كرده است پس آن را ضایع نگردانید” (حكمت 105 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

قال على علیه السلام: ‘الفرائض الفرائض ادوها الى الله تودكم الى الجنه’ امام على علیه السلام فرمود: “واجبات الهى واجبات الهى را براى خدا انجام دهید تا شما را به بهشت جاویدان برساند” (خطبه 2/167 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

ممكن است اجراى قوانین و رعایت حقوق اجتماعى براى برخى ناخوشایند باشد، اما عدالت اجتماعى وقتى تحقق مى پذیرد كه قوانین به خوبى اجرا شود.

3ـ خودسازی :تلاش در خودسازى پس از شناخت روحیات و زمینه هاى فراهم دوران نوجوانى مانند: الف- علم خواهى ب- تربیت پذیرى ج- دوراندیشى د- تفكر و اندیشه هدفدار ه- شكل گیرى شخصیت اجتماعى باید تلاش كرد تا از زمینه هاى آماده، و روحیات مناسب نوجوانى براى ‘خودسازى ‘ و ‘تربیت خویش’ حداكثر استفاده را برد. و با آگاهى و دوراندیشى به بازسازى فكر و جان و روان خود همت كرد. زیرا تمام اصلاحات اجتماعى، و انواع سازندگى ها، از فرد آغاز مى شود.

معیار خودسازى : قال على علیه السلام: ‘كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غیرك’ امام على علیه السلام فرمود: “در تربیت خویشتن این كافى است كه آنچه بر دیگران نمى پسندى انجام ندهى” (حكمت 412 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

اگر افراد جامعه، خود را تربیت كنند، جامعه نیز ساخته مى شود، و مفاسد اجتماعى و انحرافات اخلاقى به تدریج نابود مى گردند. راه خودسازى امام پس از طرح ضرورت خودسازى به راههاى خودسازى مى پردازد، و روش تربیت نفس، و راه خویشتن دارى را مى شناساند، و رهنمود مى دهد كه منتظر دیگران نباش، تربیت و خودسازى را با تلاش و كوشش از خود آغاز كن.

قال على علیه السلام: ‘و اكرم نفسك عن كل دنیه’ امام على علیه السلام فرمود: “نفس خویش را از هرگونه كارهاى پستى دور نگهدار” (نامه ى 86/31 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

نوجوان سعى دارد با حساب و كتاب سخن بگوید. و دوست دارد كه دیگران نیز با نظم و قانون باشند. و با او قانونمند برخورد كنند. سن و سال نوجوانى با نظم و ترتیب و قانون و حساب و كتاب هماهنگ است. اگر مربیان تربیتى، پدران و مادران، نوجوانان را با قوانین و مقررات اجتماعى آشنا سازند، چون زمینه ى پذیرش قانون در نوجوانان بسیار فراهم است، روح قانونگرائى و نظم گرائى در آنان به كمال خواهد رسید.

4ـ عفت و پاکدامنی : عفت و پاكدامنى از نظر روانشناسى یكى از مسائل مهم نوجوانى شكل گیرى شخصیت اوست، نوجوان آرام آرام با محیط خانه و مدرسه و مراكز فرهنگى، آشنائى خاصى پیدا كرده و نسبت به آنها احساس مسئولیت مى كند. خود را درك مى كند و جایگاه مناسبى براى خود در نظر مى گیرد. در روابط اجتماعى براى خود احترام و شخصیتى قائل است. دوست دارد مردم او را احترام كنند، و شخصیت او را بشناسد و متناسب با آگاهى و اندیشمندى او به او بنگرند او را بستایند و مورد احترام قرار دهند كه امام با توجه به همین مرحله ى حساس رهنمود مى دهد:

حفظ شخصیت :علی علیه السلام فرمود: “بر شخصیت و ارزش خود استوار باشید و راه خود را بروید” (خطبه ى 6/132 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

چون دوران نوجوانى یكى از دورانهاى حساس شكل گیرى شخصیت نوجوان است، از این رو توجه به حقوق دیگران، خواسته ها و نگرانیهاى مردم بسیار ضرورى است. راه حفظ شخصیت مردم جامعه دوستان و همسایگان، همانند ما مى باشند، و چون ما محبت و خشم دارند. برخى از چیزها را دوست و بسیارى از سخن ها را دوست ندارند. شخصیت اجتماعى انسان وقتى درست شكل مى گیرد كه متناسب با خواسته ها و كشش هاى درونى مردم رفتار كنیم و در پرهیز اجتماعى نیز داراى معیار سنجش صحیحى باشیم كه فرمود: قال على علیه السلام: ‘من ضمن بعرضه فلیدع المراء’ امام على علیه السلام فرمود: “كسى كه بر آبرو و شخصیت خود نگران است باید از مجادله بپرهیزد” (حكمت 362 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

منبع : سایت www.salehin.ir

مسچی

 1 نظر

چگونه با عصبانیت مبارزه کنیم؟!

13 اسفند 1392 توسط نورالزهراء (س)

1- نگاه معنوی به بردباری و فرو خوردن خشم: یکی از اولین گام های موفقیت در زندگی مشترک، مشخص کردن هدف زندگی است. که اگر هدفمان در زندگی خدا باشد از هر چیزی که ما را به خدا می رساند استقبال می کنیم. یکی از عوامل بسیار مؤثر برای رسیدن به هدف آفرینش، بردباری و فروخوردن خشم است.

2- فراموش نکردن معاد: کسی که در اندیشه ی معاد نباشد، نمی تواند به راحتی در مقابل خشم خود بایستد. وقتی عصبانی می شویم ، یادمان باشد که خداوند در روز قیامت ، فرو خورندۀ خشم را از امنیت و ایمان پر کرده ، حساب رسی اعمالش را آسان نموده او را عذاب نکرده و بهشت برین را برای او مهیا نموده است.

3- نتایج دنیایی فرو خوردن خشم: اگر دنیای هم باشیم، باید با خشم خود مقابله کنیم ؛ چرا که فرو خوردن خشم در همین دنیا هم آثار قابل توجهی دارد. یکی از آثار پاداش های فرو خوردن خشم ، پوشاندن عیب هاست.

4- تفکر دربارۀ زشتی خشم : اگر بدانیم خشم : 1- ویران گر خانه هاست.    2- ایمان را از بین می برد.     3- عمر انسان را کوتاه می کند

گام های موفقیت در زندگی مشترک

برجی

 نظر دهید »

اشتبا هات مادران در تربیت فرزند

13 اسفند 1392 توسط نورالزهراء (س)

با وجود آنکه آموزش در زمینه تربیت فرزند این روزها به شکل مناسبی جریان دارد، هستند والدینی که برخی نکات ریز را فراموش می‌کنند و در تربیت فرزندشان اشتبا‌هاتی را مرتکب می‌شوند. بد نیست با هم برخی از این اشتبا‌هات را مرور کنیم.

در بیماری  هم  به مدرسه می‌رود

بله، من مادری هستم که صبر نمی‌کنم فرزندم بهبود کامل پیدا کند و زود او را به مدرسه می‌فرستم و همین می‌شود که از مدرسه با من تماس می‌گیرند و می‌خواهند که او را به خانه برگردانم چون تب دارد. متخصص اطفال به من گفته که 24 ساعت بعد از آنکه تب کودک فروکش کرد می‌توانم او را به مدرسه بفرستم.

اشتباه را کنار بگذارید: بیشتر بچه‌ها زیاد بیمار می‌شوند.

شخیص این‌که بیماری‌ آنها چیز مهمی است یا نه، سخت است. اگر هر بار که کودک احساس ناراحتی کرد در خانه بماند هیچ وقت خانه را ترک نخواهد کرد.

بهترش کنید: اگر کودک تب، تهوع و گلودرد دارد می‌تواند در خانه بماند. بعد از 24 ساعت استفاده از آنتی‌بیوتیک می‌تواند به مدرسه برگردد.

 

من اجازه چرت زدن نمی‌دهم

سال‌ها سعی می‌کردم دخترم را راضی کنم که بعد از ظهرها یک ساعت بخوابد و او هم از هر راهی استفاده می‌کرد که این کار را نکند، جیغ می‌زد، پایش را به زمین می‌کوبید و… بعدها فهمیدم که وقتی نمی‌خوابد شب‌ها راحت‌تر می‌خوابد. دیگر هروقت می‌خواست به خواب برود فورا او را با آهنگ‌های بلند بیدار نگه می‌داشتم.

 

اشتباه را کنار بگذارید: وقتی کودکان به 3 سالگی می‌رسند بهتر است خواب نیمروزی نداشته باشند. حتی در مورد کودکان کم سن‌تر اگر خواب نیمروزی باعث ایجاد اشکال در توانایی خواب آنها در ساعت 9 شب شود بهتر است این اتفاق نیفتد.

بهترش کنید: طی فرایندی که کودک‌تان عادت خواب نیمروزی را کنار می‌گذارد بهتر است بعضی روزها در طول روز فعالیت کمتری داشته باشد، مثلا کتاب بخواند یا نقاشی کند تا بدنش استراحت داشته باشد. او دیگر لازم نیست 11 تا 13 ساعت در روز بخوابد برای کودکان پیش دبستانی 9 تا 10 ساعت خواب کافی است.

اسکندری

 نظر دهید »

امام علی علیه السلام به نوجوانان چه رهنمودهایی دارد ؟ (1)

10 اسفند 1392 توسط نورالزهراء (س)

امام على علیه السلام در تمام دوران زندگى پربار و نورانى خود سعى در هدایت دلها و مغزها به سوى حقیقت راه روشن الهى داشت. حضرت از هر فرصت مناسبى، با سخنرانی هاى اخلاقى، سیاسى، با نوشتن نامه هاى ضرورى و یا كلمات حكمت آمیز، به تمام ارزشهاى اخلاقى، انسانى اشاره مى فرمود و راه و رسم زندگى سالم و صحیح انسانى را در این كتاب به بشریت سرگشته، معرفى نمود و با هرگونه جهل و جهالت و نادانى مبارزه كرد و روش رسیدن به سعادت و تكامل جاویدان را به همگان نشان داد. این است که نهج البلاغه كتاب زندگى، كتاب اخلاق و رستگارى، كتاب سیاست و كشوردارى، كتاب تكامل و بالندگى است.

ایشان در لابه لای سخنان گهربار خود رهنمودهایی نیز به نوجوانان داشتند. برخی رهنمودهای امیر المومنین به نوجوانان عبارتند از :

1ـ صبر و بردبارى: همه ما می دانیم که نوجوان باید خود را بسازد چون روح ‘تربیت پذیرى’ دارد. نوجوان باید آینده نگر بوده و خود را براى فرداى بهتر آماده كند. نوجوان باید روابط اجتماعى خود را تنظیم كند. نوجوان باید انواع آگاهى و علوم را به دست آورد. اما چگونه و با چه روشهائى مى توان به برترى هاى یاد شده دسترسى پیدا كرد؟ امام على علیه السلام مى فرماید تمام مراحل یاد شده را تنها با صبر و بردبارى مى توان سپرى كرد. و تمام ارزشهاى یاد شده را با صبر و تحمل مشكلات مى توان در جان خویش پیاده ساخت.

امام على علیه السلام می فرماید: ‘و عود نفسك التصبر على المكروه’ “نفس خویش را بر استقامت در برابر مشكلات عادت ده” (نامه ى 16/31 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

انواع صبر: امام پس از آنكه به یكى از ره آوردهاى صبر و بردبارى اشاره فرمود، انواع صبر را مورد ارزیابى قرار مى دهد، و این حقیقت را طرح مى فرماید كه، صبر و بردبارى هیچگاه به ضرر و زیان كسى نخواهد بود، پس باید بر همه ى سختى ها و مشكلات بردبار بود. باید تلاش كرد تا از زمینه هاى آماده، و روحیات مناسب نوجوانى براى ‘خودسازى ‘ و ‘تربیت خویش’ حداكثر استفاده را برد. و با آگاهى و دوراندیشى به بازسازى فكر و جان و روان خود همت كرد. زیرا تمام اصلاحات اجتماعى، و انواع سازندگى ها، از فرد آغاز مى شود.

امام على علیه السلام می فرماید: ‘الصبر صبران، صبر على ما تكره و صبر على ما تحب"صبر و بردبارى دو قسم است، یكى صبر بر انجام كارى كه خوش ندارى و دیگرى صبر بر كارى كه دوست دارى” (حكمت 55 نهج البلاغه المعجم المفهرس)

پس عامل اساسى، در مباحث نوجوانان، و به بارنشستن ارزشها، در خودسازى و تربیت نفس، صبر و بردبارى و تحمل مشكلات است. نوجوانان باید خویشتن را با صبر و بردبارى عادت دهند و از عجله و شتابهاى دروغین بپرهیزند.

《ادامه دارد…》

منبع :www.salehin.ir

مسچی


 نظر دهید »

چگونه مفاهیم و رفتارهای مذهبی را به کودکم آموزش دهم؟

07 اسفند 1392 توسط نورالزهراء (س)

خانواده مناسب ترین بستر برای پیدایش رفتارهای مذهبی است. از آنجا که تربیت مذهبی کودک دارای سیر منطقی و منظمی است ،در اسلام به رعایت تناسب بین ماهیم آموختنی به کودک و سن او توجه خاصی شده است . آنچه به کودک درباره ی آموزه های دینی ارایه می شود و او یاد می گیرد ، فقط از طریق تکرار ، تقلید و آشنایی است. هر چه سن او بالاتر رود ،مفاهیم مذهبی کم تر می شود. تعقل و تفکر جای تقلید صرف را می گیرد. توصیه شده است در سه سالگی به کودک کلمه ی 《لا اله الا الله 》 و در چهار سالگی کلمه ی 《 محمد رسول الله (ص) 》را یاد دهید و در پنج سالگی او را به سوی قبله متوجه کنید تا با مقدمات نماز آشنا شود.

البته اجبار کودک به یادگیری مفاهیم و اعمال مذهبی بسیار اشتباه است ؛ چرا که با خوشی و سرور او در تعارض  است و گاه منجر به سر خوردگی ، لج بازی و بی رغبتی نسبت به مسایل مذهبی می شود ، بلکه باید نسبت به این امر ، ظریف برخورد کرد.

در این سنین ، کودک به نوع رفتار و عملکرد والدین در موقعیت های گوناگون توجه ویژه دارد و به صورت غیر مستقیم آنها را می آموزد.بنابراین ،واکنش افراد خانواده نسبت به مسایل مذهبی براو تاثیرعمیقی می گذاردوزمینه ی گرایش یا طرد مسایل مذهبی دراوفراهم می آید. انجام عبادت درحضور فرزند، اوراتشنه ی هم رنگی باآنان می کند.

اگر والدین وبزرگترها،برای کودکی که در این زمینه علاقه نشان می دهد،پاداشی درنظر بگیرند،کودک را برای تکرار عمل شایسته اش مشتاق تر می سازند.تشویق وتقویت رفتارمثبت کودکان،سبب شکل گیری عادت های ارزشمند درآنان می شود.

زمانی باید کودک را تشویق کردکه رفتارپسندیده ای از او سر بزندکه البته تشویق می تواندبه صورت کلامی،غیرکلامی،مادی ومعنوی،مستقیم یاغیرمستقیم باشد.

درباره ی روش مناسب تعلیم مفاهیمی مثل خدا،قیامت و…باید به این نکته توجه داشت که شناخت وادراک کودک دراین سنین،بیشترحسی است وبنابه اقتضای سن وسالش،نمیتواند مسایل را به صورت عقلانی درک کند؛از این رو، بهتراست اورابانشانه هاوزیبایی های محسوس خلقت آشناکردواین گونه اورا متوجه آفریننده ساخت.چنین شناختی موجب می شودتااونسبت به خدااحساس خوشایندی داشته باشد که این در پایداری رابطه ی وی با خداوندوپیدایش رفتارهای مثبت دینی موثر است.

درمقابل باید از بیان شدت عذاب جهنم ومسایلی این چنینی وارایه ی چهره ای خشمگین وغضبناک از خداوند،که باعث فاصله گرفتن کودک از خدامی شود،پرهیز کرد.

منبع : گلبانگ تربیت ، نوشته محمد عباسی نیا

مالکی


 نظر دهید »

دوست یابی اینترنتی + صوت

17 بهمن 1392 توسط نورالزهراء (س)

مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین «روح الله دوست محمدی» روانشناس و کارشناس مذهبی و مهندس «شاهيد مظفری» کارشناس فناوری پیرامون، «دوست یابی اینترنتی از نظر مبانی اعتقادی، تفاوت دوست یابی اینترنتی با دوست یابی های در فضای حقیقی، اساس ارتباط های اسلامی و توصیه های دینی در این ارتباط»؛ گوینده: «سيد داود عطايی»؛ سردبیر: «عاطفه مشهدی فراهانی»؛ تهیه کننده اینترنتی: «محمد مهدی شادبهر»؛

دانلود صوت

منبع: ايران صدا

میرعیسی خانی

 نظر دهید »

من زن هستم

29 آذر 1392 توسط نورالزهراء (س)

 

 چند سال پیش داستان طنزی در فضای مجازی دست به دست چرخید که به نظرم خواندن دوباره آن خالی از لطف نباشد:
شهین خانم و مهین خانم توی خیابون به هم رسیدن ،بعد از کلی احوالپرسی و چاق سلامتی شهین خانم پرسید: راستی از دخترت چه خبر؟ دوسالی باید باشه که ازدواج کرده، از زندگیش راضیه؟ بچه دار شد؟

مهین خانم یه بادی به غبغب انداخت و گفت:
آره جونم، این پسره، شوهرش، مثل پروانه دور سرش می چرخه، اون سال اول عروسی که دایم مسافرت بودن، همه جا رو رفتن دیدن، عید اون سال هم رفتن اروپا برای من هم یه پالتوی خیلی قشنگ آورده بود، تو کار های خونه هم نمی گذاره دست به سیاه به سفید بزنه، وقتی هم که حامله بود دیگه هیچی، اینقدر بهش می رسید حالا هم که بچه شون به دنیا اومده تا پوشک بچه رو هم این عوض می کنه، آره شکر خدا خوشبخت شد بچه ام.
شهین خانم گفت شکر خدا، ببینم پسرت چیکار میکنه از زنش راضیه!؟
مهین خانم یه آهی کشید و یه پشت چشم اومد که ای خواهر نگو که دلم خونه، پسر بدبختم هر چی در میاره همش خرج مسافرت این دختره میکنه، انگار زمین خونه اشون میخ داره اون سال اول که اصلا توی خونه بند نبودن، اصلا فکر نمی کرد که بابا این بدبخت خرج این همه سفر رو از کجا بیاره، بعدش هم عیدیه رفتن دبی، دختره برا ننه اش رفته بود یه پالتو خریده بود ۱۰۰ دلار، پسره شده حمال خونواده زنش، طفلک بچه ام توی خونه عین یه کلفت کار میکنه، زنه دست به سیاه به سفید نمی زنه، حامله که شده بود این پسره دیگه رسماً شده بود زن خونه، بعد هم که زایمان کرد حتی پوشک بچه اش رو میده این پسر بدبخت عوض میکنه، آره خواهر طفلکم بدبخت شد!
موضوعی این چنین را نیز چندی پیش یکی از دوستان وبلاگ نویس مطرح کرد. ماجرا به زنی مربوط بود که به خاطر افسردگی شدید شوهر و با وجود تلاش های بسیار برای حفظ زندگی اش، مجبور به طلاق شده بود و با پاکدامنی و عفاف زندگی می کرد. اما زمانی که او را برای ازواج با یک پیر پسر معرفی کردند، تمام زنان فامیل یک صدا مخالفت کردند و بیوه و مطلقه بودن او را ننگ آور دانستند.
نویسنده آن وبلاگ در انتها برای این نوع طرز تفکر زنان نسبت به همجنسان خودشان اظهار تأسف کرده بود.

این دست موضوعات و رفتارها را زیاد می بینیم و چه بسا خودمان هم از کسانی باشیم که در حالت های مختلف و نقش های مختلفی که بر عهده می گیریم به ناگهان تبدیل به آدمی دیگر شویم.
خواهر شوهر، مادر شوهر، مادر زن، عروس، جاری، زن همسایه، خاله و… هر کدام از ما می توانیم این نقش ها را داشته باشیم. اما نکته جایی است که در این نقش ها تفکراتمان تغییر کند.
همه ما بارها از ظلم هایی که در حق زنان شده است شنیده ایم و شاید خودمان یکی از همان افراد ظلم دیده باشیم. اما همیشه تیر ظالم بودن را به سمت مردان و جنس مخالف نشانه رفته ایم و آنها را مقصر دانسته ایم. اما اگر درست نگاه کنیم، می بینیم قسمت زیادی از ظلم هایی که بر زنان وارد شده است به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به همجنسانشان بر می گردد.
مستقیم آنجایی است که در نقش مادر شوهر و خواهر زن و عروس و … آدمهایی می شویم که گویی دشمنانی هستیم که باید بر سر یک موضوع با هم بجنگیم و در این جنگ از هیچ چیزی خود داری نمی کنیم. تا همین چند دهه قبل ماجرای عروس و مادر شوهر قصه ی غصه های بسیاری از زنان بود. تا جایی که یکی از دوستان تعریف می کرد مادر بزرگش بچه اولش را به خاطر اینکه مادر شوهرش اور ا مجبور کرده در حیاط خانه و در میان برفها زایمان کند از دست داده است.
مصداق های دیگر آن نیز مثل ماجرایی که گفتیم نگاه های منفی به زنان مطلقه، بیوه، دختران مجرد سن بالا و … است.
این نگاه به صورت غیر مستقیم از طریق نحوه تربیت فرزندان به آنها نیز منتقل می شود و منصفانه اگر نگاه کنیم می بینیم بسیاری از بی عدالتی هایی که مردان در حق زنان می کنند ناشی از همین نحوه تربیت شدن به دست خود زنان است. زمانی که هم جنس ها ارزشی برای یکدیگر قائل نباشند و در نقش های مختلفشان رفتارهایی مختلف و افراطی بروز دهند، سخت است انتظار داشته باشیم تربیت شدگان این مادران متفاوت فکر و عمل کنند.
و اینجاست که می توانم با جرئت بگویم تا زمانی که متر و معیارمان برای ارزش قائل شدن و رفتار کردن با آدمها نوع تفکر، عرف و دیدگاه های خودمان باشد، باید تا همیشه ی تاریخ از طلم هایی که به زنان می شود بگوییم و بنویسیم. اما زمانی که معیار و متر اندازه گیری ارزش آدمها و رفتار با آنها را اسلام و دستورات دین قرار دهیم و همانگونه که خداوند در قرآن می فرمایند میزان «تقوا» را معیار برتر بودن یا نبودن انسانها بدانیم آن وقت است که می بینیم چه مادر شوهر باشیم و چه مادر زن، چه عروس باشیم و چه هر نقش دیگر، همه مان یک نفر هستیم. بندگانی در محضر خدا که کوچک ترین حرکت و رفتارمان بر رفتار دیگران و در نهایت جامعه نقش خواهد داشت.

 نظر دهید »

از شوهر احترام، از زن تواضع

24 آذر 1392 توسط نورالزهراء (س)

به دلایلی نمی‌خواستم راجع به این موضوع مطلبی بنویسم، اما گاهی مواردی پیش میاد که مجبور به نوشتن می‌شم….

در نوشته‌های مختلف بارها بر این مطلب تأکید شده که دلیل برداشتهای نادرست (توسط برخی افراد جامعه) از دستوراتی که در دین به زن داده شده، وظایفی که بر عهده او گذاشته شده و در مجموع بسیاری از مواردی که به زن مربوط می‌شود، این است که این افراد ویژگیهای زن را با مرد یکسان تصور می‌کنند و هنوز نمی‌دانند که زن و مرد (هر چند از نظر انسانی و مسائل مربوط به انسانیت برابرند، اما) از نظر نیازها و سرمایه‌های درونی بسیار متفاوتند و بگذارید بگویم که سرمایه‌های درونی زنان بسیار بیشتر از مردان است و به همین دلیل هم هست که وظایف زن نسبت به شوهر بیشتر از وظایف شوهر نسبت به زن است و این طبیعی هم هست، چرا که هر که بامش بیش، برف‌ش بیشتر.

اما آنچه قرار است راجع به آن مختصری بحث کنیم، مهمترین وظایف زن و شوهر در مقابل یکدیگر است. از میان تمام حقوق و وظایفی که برای زن و شوهر می‌شناسیم، شاید بتوان مهمترین آنها را در این دو دسته حقوق متقابل خلاصه کرد:

۱- احترام شوهر به زن؛ تواضع زن در مقابل شوهر:
در برخی نوشته‌های پیشین ذکر شده که احترام زن و مرد در یک حد و اندازه نیست؛ زنان قابلیت احترام بیشتری دارند و جایگاهشان (نه از نظر انسانی، بلکه فقط به دلیل زن‌بودن) بسیار ویژه‌تر است؛ و این احترام خاص زن مسأله‌ای است که همه مردان (حتی اگر در سطوح پایینی از فرهنگ هم که باشند، تا حدی) در وجود خودشان حس می‌کنند.

زن کلا موجود ویژه‌ای است و نباید با مرد یکسان درنظر گرفته شود (نوشتن در این مورد فرصت کافی و جداگانه‌ای را می‌طلبد). زن موجودی با سرمایه‌ها و توانایی‌های منحصر به فرد است که یک مرد را خواهان داشتن همراهی چون او می‌کند. آنهایی‌که زن را نمی‌شناسند، وظایفی که به عهده زن گذاشته شده را نیز اشتباه تفسیر می‌کنند، چرا که فکر می‌کنند سرمایه‌های درون زنان به اندازه مردان است و با وجود شرایط یکسان، یکی مجبور به انجام وظیفه‌ای در مقابل دیگری شده؛ و هنوز نمی‌دانند که اگر چنین وظیفه‌ای به عهده زن است، قبلا توانایی‌ها و سرمایه‌های مربوط به انجام آن هم درون زن قرار داده شده است. اینها معمولا افرادی هستند که وظایفی چون تواضع زن در مقابل شوهر را می‌بینند، اما وظیفه ما به ازاء آن یعنی احترام بسیار به زن و جایگاه سطح بالای او را نادیده می‌گیرند؛ یا وقتی در مورد احترام زن نکته‌ای را می‌شوند، این احترام را هم‌سطح احترام معمولی به همه اقشار جامعه شامل مردان می‌شمارند و هنوز نمی‌دانند که اگر تواضع زن در مقابل شوهر واجب شده، به دلیل جایگاه ویژه‌تر زن و وجوب احترام خاص اوست و این دو در واقع نقطه مقابل یکدیگرند. هر چند که زنان و مردان مومن، منتظر نیستند که طرف مقابل وظیفه‌اش را به خوبی انجام دهد تا آنها هم انجام وظیفه کنند. بلکه یک زن مومن خودش جایگاه بالای خود و سرمایه‌هایش برای متواضع‌بودن در مقابل شوهر را می‌شناسد و صرفنظر از اینکه شوهرش فهم درک جایگاه ویژه او را داشته یا نه، در مقابل شوهر خود متواضع است.

اولین چیزی که زن به طور خاص نیاز دارد، احترام بسیار ویژه از سوی شوهر است. اگر شوهر جایگاه خاص زن را بشناسد (نه در حد یک احترام معمولی، بلکه بسیار ویژه‌تر) و با شکوه و تحسین به این آفریده خدا بنگرد (هر چند که جز مردان با ایمان نمی‌توانند چنین نگاهی به زن داشته باشند)، زن- حتی اگر در سطح بالایی از انسانیت نباشد- هم به طور طبیعی در مقابل شوهر تواضع از خود نشان می‌دهد. یعنی احترام خاص از سوی شوهر به زن، تواضع زن در مقابل شوهر را به همراه دارد و این کار برای زنان سخت نیست، بلکه سرمایه‌اش در وجود زن موجود است، به طوری‌که بدون اینکه چیزی از زن کم شود (با توجه به جایگاه ویژه‌اش) خودش این تواضع در مقابل شوهر را به طور فطری و طبیعی انجام می‌دهد. در مقابل، مرد به این تواضع زنش نیاز دارد. در واقع زن به همان اندازه که باید در مقابل نامحرم متکبّر باشد*، لازم است در مقابل شوهر خود متواضع باشد.

در این زمینه می‌توان به بخشی از سخنان حجت‌الاسلام و‌المسلمین روحانی- امام جمعه بابل- اشاره کرد (که در واقع تفسیر سخن حضرت امام علی علیه‌السلام در مورد تکبّر زن است): زن نامحرم باید در مقابل مرد نامحرم متکبرانه قدم بردارد، متکبرانه سخن بگوید، متکبرانه نگاه کند و متکبرانه معاشرت کند. این‌جاست که صفت تکبر برای این زن در رابطه با نامحرمان صفت پسندیده‌ای است….

۲- دسته دوم از وظایف را بگذارید از زبان آقای پناهیان اشاره کنیم؛ ایشان این مورد را به این شکل می‌گویند:
مردان اطاعت و زنان محبت می‌خواهند. آقایان دل خانمها را نشکنند، خانمها غرور مرد را نشکنند.

در اینجا لازمه توضیحی داده بشه (با توجه به اینکه خودم عده زیادی از خانمها رو دیدم که با این اصطلاح “اطاعت از شوهر” مشکل دارند و در اثر یک سوء‌تفاهم بهشون برمی‌خوره)، لازم به ذکره که این کلمه “اطاعت”، متفاوت از اون چیزیه که ما تو فارسی و عرف روزمره استفاده می‌کنیم که معنیش رو همه‌مون خوب می‌دونیم. اما در روابط بین زن و شوهر به‌هیچ‌وجه اون معنا و مفهوم منظور نیست. بلکه این اطاعت فقط یعنی: انجام آنچه شوهر از زن میخواهد (که منظور از این همه توصیه‌ای که در اسلام در این زمینه شده هم همینه). این اصطلاح (که اصطلاح صحیحی هم هست و معناش برای افراد کاملا عاقل و فهیم با توجه به مورد کاربردش واضحه) شاید در عربی مفهومش برای عموم مخاطبان مشخص باشه، اما تو فارسی طور دیگه‌ای باید به مخاطب فهمونده بشه… ما کجا تو فارسی و صحبتهای عرفی به این اطاعت میگیم؟ چرا وقتی یک لغت عربی رو به فارسی برمی‌گردونند، ترجمه مناسب مردم فارس‌زبان رو براش نمیذارند یا حداقل تفسیر صحیحش رو به همه یاد نمیدن؟ آیا واقعا نمی‌دونند که معنای اطاعت در فارسی چیزی جز آنچه مورد نظر این اصطلاح در روابط بین زن و شوهر است، می‌باشد و چه بسا معنای مورد نظر اسلام رو خوب برای برخی مردم عادی نرساند؟! زبان‌حال خیلی از خانمهایی که با این کلمه مسأله دارند، اینه که (به شوهرشون میگن): ما هر کاری تو بخوای، برات انجام میدیم، اما اسم این کار رو اطاعت نمیذاریم (درسته تو عربی اطاعت گفته میشه و معنیش هم قابل درکه، اما تو فارسی چنین مفهومی رو حداقل برای برخی عامه مردم نمی‌رسونه… مسلما این کلمه، اصطلاح به‌جا و درستیه، اما وقتی معنی‌اش هم توسط مخاطب درست برداشت بشه. حال آنکه در بین عموم مردم هستند کسانی که لازمه این اصطلاح براشون تبیین بشه تا بفهمند این متمایز از اون چیزیه که اونا در سایر موارد از کلمه اطاعت برداشت می‌کنند)

به خاطر اینکه ما تو عرف روزمره خودمون اطاعت رو به معنی محض و خاص کلمه (همون که همه باهاش آشنا هستند و لازم به توضیح بیشتر نیست) می‌دونیم. در حالیکه – نمی‌دونم بگم در زبان عربی یا در مورد این اصطلاح خاص….- به معنی دیگریه… مثلا اگر سر سفره نشستید و شما از برادرتون میخواید که نمکدون رو بده و اون به شما میدش، در این اصطلاح گفته میشه: شما دستور دادید و برادرتون اطاعت کرد. درحالیکه در زبان فارسی و عرف روزمره ما، به هیچ‌وجه چنین کاری دستور و اطاعت معنا نمیشه. بلکه برادر شما فقط کاری که شما خواستید رو انجام داده) در اینجا هم همینطوره. این اطاعت که در این مورد خاص اومده، فقط به معنی انجام دادن اون چیزی‌ست که شوهر میخواد؛ و اون هم به دلیل نیازهای فراوان مَرده. چون از نظر روانشناسی مرد (شوهر) مدام باید از زن بخواهد که کاری انجام بشه اما زنان به طور طبیعی چنین حالتی برای درخواست‌های مکرر از شوهر رو ندارند (که اگر داشتند، به مردان هم گفته می‌شد که حرف زنان را گوش کنند.) اما نیاز شوهر به زن (از جنبه‌های مختلف) بسیار بسیار زیاد است و شوهر باید مدام کاری را به زنش بگوید که انجام دهد و این جزء نیازهای اوست که اگر زن آنها را تأمین نکند، به او ظلم کرده است.

زنی که با گفته‌ها و خواسته‌های شوهرش مخالفت می‌کند، در واقع او را از درون می‌شکند و نابود می‌کند که این ظلم بزرگی است. ضمنا این عدم مخالفت با گفته‌های شوهر، حالت فطری زن است، به ویژه هنگامی‌که شوهر هم به وظیفه مابه ازاء آن عمل کند (که اگر نکند، زنان مومن باز هم وظیفه خود را در مقابل او انجام می‌دهند). نکته مهم اینکه زن به دلیل قدرت روحی بالا و توانایی‌ها و سرمایه‌های درونی بسیار، به راحتی توانایی انجام کارهایی که شوهر از او می‌خواهد را دارد و اگر انجام ندهد، به شوهر ظلم کرده و این که اصطلاحا اطاعت نامیده می‌شود، از آن نوعی نیست که بعضی خانمها فکر کنند چیزی به شوهر اضافه می‌کند، نه. این “عدم مخالفت با خواسته شوهر”، جزء نیازهای شوهر است و فقط نیاز او بدین وسیله تأمین شده و احساس آرامش به او دست می‌دهد.

علاوه بر این قبیل خانمها، مثل اینکه- تا جایی که گاهی برخورد کردم- برخی از آقایون (از همون دسته که هنوز نمی‌دونند سرمایه‌های زن با مرد متفاوته) از این اصطلاح حس و حال خوبی بهشون دست میده و معناش رو طور دیگه‌ای (که برخی خانمها رو ناراحت می‌کنه) برداشت می‌کنند. که به این عده باید گفت شما هنوز زن و جایگاه ویژه‌اش و توانایی‌هاش رو نمی‌شناسید و مرد رو هم که سراسر نیاز به زن هست نمی‌شناسید. واقعا واژه شوهر داری باید حالا حالاها روش بحث بشه، چرا که در یک کلام می‌توان گفت به سرمایه‌های عظیم زن در برآوردن نیازهای شوهر اشاره داره. اگر بحث زیاد طولانی نمیشد، در این مورد صحبت می‌کردیم که زن کلا برای مرد (شوهر) کمکه. زن قرار نیست در زندگی مشترک به چیز خاصی برسه (به طور کلی و در مقایسه با مرد میگم البته)، و فقط باید جایگاهش توسط شوهر شناخته بشه و مورد قدردانی قرار بگیره….؛ این مرده که قراره نیازهای بسیار زیاد و مختلفش با ازدواج تأمین بشه تا بتونه هر چه بهتر مسیر کمالش رو طی کنه. همونطور که گفتم، این بحث از این موضوع خارجه و همین اشاره کافیه. فقط این اشاره رو کردم چون بعضی خانمها فکر می‌کنند با این قبیل وظایفی که به عهده‌شون گذاشته شده، چقدر بیچاره! هستند! و برخی آقایون فکر می‌کنند چقدر خوش به حالشون شده! که هر دو گروه اشتباه می‌کنند. چرا که جایگاه زن و سرمایه‌های درونی او بیشتر از این حرفهاست و همانطور که گفته شد: هر که بامش بیش، برفش بیشتر….

باز هم به توضیح آقای پناهیان در این رابطه اشاره کنیم که: اینکه ما در آن رابطهٔ زن و مرد در خانواده می‌گوییم خانم‌ها مواظب باشند غرور مرد را نشکنند به خاطر این است که خیلی راحت می‌توانند بشکنند، در این رابطه مدیریت دارند، این مدیریت را یک ذرّه بد اعمال بکنند این مرد را داغونش می‌کنند. در حالیکه در خانه دیگر داغون‌کردن و این شیوهٔ مدیریت اعمال‌کردن باید گذاشته بشود کنار، یک شیوهٔ زیباتری باید اتخاذ بشود که بحثش متفاوت است.

* نکته آخر اینکه به شخصه مایلم نظر کارشناسان امر و سخنرانان مربوطه رو در زمینه آنچه گفته شد بدونم….؛ خوبه که این مسأله به گوششون رسونده بشه که این اصطلاح رو برای خانمها باز کنند و معنای مورد نظر اسلام رو درست برای عامه مردم توضیح بدهند (در واقع باید ترجمه قابل فهمی از آنچه در زبان عربی آمده، برای مردم دیگر زبانها صورت بگیرد یا بتوانند مفهوم واقعی اش را به همه بفهمانند)، چون مسلماً منظور اون چیزی نیست که ما از معنای محض کلمه اطاعت که در صحبتهای روزمره رایج باهاش سر و کار داریم، برداشت می کنیم؛ چرا که همونطور که گفتم، خیلی از خانمها رو می شناسم که با این کلمه مشکل دارند؛ در حالیکه چه بسا خودشون هیچ وقت تو زندگی با خواسته های شوهرشون مخالفت نکرده باشند؛ و مسلما وقتی که منظور از این اصلاح براشون روشن بشه یا با کلمه جایگزینی ترجمه بشه، بهتر به این نیاز شوهر خود پاسخ می‌گویند.

 1 نظر

چه کنیم حرف مردم برامون اهمیت نداشته باشه!

21 آذر 1392 توسط نورالزهراء (س)

از سري سخنراني هاي ويژگي هاي شخصيت سالم

اعتماد به نفس: جلسه دوم

استاد سيد مجتبي حورايي29 دقيقه

موضوعات مطرح شده در اين فايل صوتي

1- اعتماد به نفس خودپرستي و خودستايي نيست..

2- سعي نكنيد همه رو از خودتون راضي نگه دارين. (بسيار مهم)

3- يادتون باشه: هميشه نيمي از مردم با افكار شما مخالفند.

4- در شرايط گوناگون به عقايدتون پايبند باشيد.

5- آثار سوء جلب رضايت مردم در مقابل نارضايتي خدا

6- چیکار کنیم که حرف مردم برامون اهمیت نداشته باشه

7- چجوری قاطع و بدون خجالت عقیدمون رو ابراز کنیم

8-چجوری قاطعانه« نه»بگیم

9- نقش پدر و مادر در ایجاد اعتماد به نفس

دانلود

 نظر دهید »

رابطه من و پسرم

21 آذر 1392 توسط نورالزهراء (س)

روزي روزگاري دوپسربه نام هاي اميد وامين زندگي مي كردند.هر دو مادرهايي داشتند.كه آنهاراخيلي دوست داشتند.روزهر يك از اين دوپسر به گونه اي متفاوت شروع مي شد .اولين چيزي كه اميد ،هنگام بيدار شدن از خواب مي شنيد اين بود:!اميد ديگه بلند شو ،دوباره دير به مدرسه ميرسي ها.

اميد بلند مي شد ،لباس مي پوشيد به جز كفش ها وسر ميز صبحانه مي نشست.مادرش مي گفت:كفشات كجان؟مي خواي پابرهنه بري مدرسه؟….ببين چي پوشيده؟ژاكت آبي با اون پيراهن سبز ،خيلي زشت به نظر مياد…….اميد جان :سر شلوارت چي آوردي؟شكافته !مي خوام بعد از صبحانه شلوارت رو عوض كنم،بچه من با شلوار پاره به مدرسه نميره….حالا مواظب باش شيرت رو طبق معمول نريزي .

اميد هم مي ريخت ومي پاشيد.

مادرش بسيار خشمگين مي شد ودر حالي كه آلودگي ها را پاك مي كرد مي گفت:نمي دونم با تو چي كار كنم؟اميد صبحانه اش را در سكوت كامل مي خورد.بعد،شلوارش را عوض مي كند وكفش هايش را مي پوشد.كتاب هايش را جمع مي كند وخانه را به قصد مدرسه ترك ميكند مادرش فرياد مي زند،اميد!نهارت روفراموش كردي!اگه سرت به گردنت وصل نبود ،شرط مي بندم اونوهم فراموش مي كردي.

اميد بر مي گشت ،ناهارش را بر مي داشت وبه محض اينكه دوباره به سمت در مي رفت ،مادرش به او يادآوري ميكند ،يادت باشه   امروز توي مدرسه منظم وخوش اخلاق باشي.

امين آن طرف خيابان زندگي مي كند.اولين چيزي كه هر صبح مي شنود اين كه:ساعت هفته امين !مي خواي بلند بشي،يا پنج دقيقه ديگه  مي خوابي؟امين غلتي مي زد ،خميازه اي مي  كشيد وزمزمه مي كرد( 5دقيقه ديگه)بعد ،لباس پوشيده وآماده سر سفره حاضر مي شد.مادرش مي گفت :به به !چه زود آماده شده اي.فقط بايد كفشاتو بپوشي!….اوه درز شلوارتم كه شكافته .مثل اينكه كم كم درز پهلو داره  شكافته مي شه.ميتونم همون طور كه اونو پوشيدي بدوزمش يا ترجيح ميدي عوضش كني ؟امين لحظه اي فكرميكردوميگفت بعد از صبحانه عوضش مي كنم.بعد روي صندلي كنار ميزي مي نشست وبراي خودش چاي شيرين مي ريخت.اوهم كمي  چاي را به اطراف مي پاشيد.مادرش در حالي كه سرگرم  آماده كردن لقمه ي امين بود مي گفت(يه دستمال آشپزخانه كنار ظرفشويي هست)امين تكه پارچه را بر مي داشت وقطره هاي چاي را تميز مي كرد .آنهاتاوقتي امين صبحانه اش رامي خورد با هم صحبت مي كردند.

بعد از صبحانه  ،امين شلوارش را عوض مي كرد ،كفشهايش را مي پوشيد،كتاب هايش را جمع ميكرد وخانه را به سمت مدرسه ترك مي كرد ،بدون لقمه اش .مادرش از پشت سر مي گفت امين لقمه ات .او به سرعت بر مي گشت ،تا لقمه اش را بگيرد.بعد ،از مادرش تشكر ميكرد.مادر درحالي كه لقمه را به دست پسرش مي داد مي گفت به اميد ديدار!

داستان مادر همين جا متوقف مي شود.

اكنون نظريات خودرا بررسي   كنيد.حال افكاري كه در اين موارد وجود دارد را بيان مي كنيم  .مسلم است كودكان ونوجواناني وجود دارند كه قادرند تحقيرهاي خانگي را از خود دور كنند وبا دنيا ي خارج به چالش بپردازند .به طور حتم هستند كودكاني كه در خانه رفتار احترام آميزي نسبت  به آنان وجود داشته ،ولي به توانايي هاي خود با ديده ترديد مي نگرد و از رويارويي با مشكلات شانه خالي مي كنند،ولي در هر صورت ،منطقي به نظر مي رسد كودكان ونوجواناني كه در خانواده هاي معتقد به احترام به تلاش كودك ،رشد كرده اند،احساس بهتري نسبت به خود داشته باشند.احتمال بيشتري وجود دارد كه اين گونه بچه ها با چالش هاي زندگي كنار بيايند واحتمالا اهداف بزرگ تري را در مقايسه با بچه هايي كه اين چنين پرورش نيافته اند ،براي خود تعيين كنند.

پس براي اعتماد به نفس بچه ها ،والدين بايد تلاش كنند ،وبدانند هر گاه براي احساسات آنها احترام قائل شوند و امكان انتخاب و يا حل يك مشكل را به او بدهند ،اطمينان به خود و اعتمادبه نفس در او را رشد مي دهند .

 نظر دهید »

زنان موفق در خانواده 3

19 آذر 1392 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

3. رضايت شوهر شكي نيست كه اطاعت زن از شوهر، تنها در دو مورد واجب است: الف) خروج از منزل. ب) آمادگي جنسي. ولي از نگاه اخلاقي و تربيتي، كسب رضايت شوهر در ساير امور، به شرط آنكه مخالف منطق عقل و موازين اسلامي نباشد، نقش مهم و سازنده‏اي در زندگي موفق و پايدار دارد. زن براي به‌دست آوردن رضايت و خشنودي خدا، لازم نيست که نمازهاي بسيار و يا طولاني بخواند و يا روزه‌‏هاي مستحبي بگيرد، بلكه پاداش‏‌هاي فراوان را مي‏‌تواند با فراهم‌سازي رضايت شوهر به‌دست آورد. از اين‌رو در اسلام از اينكه زني نمازش را طولاني كند و بدون اجازه روزه‏‌هاي مستحبي بگيرد، نهي شده است. چنانچه بين زن و مرد اختلاف سليقه پيش آمد، گذشت زن و جلب نظر شوهر، رابطه عاطفي و صميمانه را زياد مي‏‌گرداند و در ادامه، مرد جبران خواهد كرد. رسول‌اكرم‏ صلّي‌الله عليه وآله مي‌‏فرمايد: «لَوْ اَمَرْتُ اَحَداً اَنْ يَسْجُدَ لِاَحَدٍ لَاَمَرْتُ الْمَرأةَ اَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِها؛ اگر (مي‏‌خواستم) دستور دهم كسي در برابر ديگري سجده كند، هر آينه دستور مي‌‏دادم که زن، شوهرش را سجده كند.» (اصول كافي، ج5، ح508) و نيز از حضرت روایت شده که: «طُوبي لِاِمْرَأةٍ رَضِيَ عَنْها زَوْجُها؛ خوشا به حال زني كه شوهرش از او راضي باشد». (وسائل‌الشيعة، ج‏14، ص‏155)

 نظر دهید »

زنان موفق در خانواده 2

09 آذر 1392 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

2. احترام به شوهر مردي خدمت رسول خدا صلّي‌الله‌ عليه وآله آمد و عرض كرد: «همسري دارم كه هرگاه وارد خانه مي‏‌شوم به استقبالم مي‌‏آيد و چون از خانه بيرون مي‌‏روم، بدرقه‏ام مي‏‌كند و زماني كه مرا اندوهگين مي‏‌بيند مي‏‌گويد: اگر براي رزق و روزي (و مخارج زندگي) غصّه مي‏‌خوري، بدان كه خداوند آن را به‌عهده گرفته است و اگر براي آخرت خود غصه مي‏‌خوري، خدا اندوهت را زياد كند (و بيشتر به فكر آخرت باشي‏)»، رسول خدا صلّي‌الله عليه وآله فرمودند: «انَّ للَِّهِ‏ِ عُمَّالاً وَ هذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَها نِصْفُ اَجرِ الشَهيد؛ براي خدا كارگزاراني (در روي زمين‏) است و اين زن يكي از كارگزاران خداست كه پاداش او برابر با نيمي از پاداش شهيد است». (وسائل‏ الشيعه، ج14، ص17)

lang="AR-SA">زن سعي كند که هنگام ورود مرد، خودش در را باز كند و با لب خندان و چهره باز و گشاده به استقبالش برود و هنگام رفتن از منزل، او را بدرقه نمايد. همين عمل كوچك تأثير شايسته‌اي در روح و جان شوهر بر جاي خواهد گذاشت. امام صادق ‏عليه‌السّلام مي‏‌فرمايد: «سَعيدَةٌ سَعيدَةٌ اِمْرَأَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَها وَلا تُؤْذيهِ وَ تُطيعُهُ فِي جَميعِ اَحْوالِهِ؛ خوشا به سعادت آن زني كه شوهرش را بزرگ شمارد و به او آزار نرساند و هميشه مطيع همسرش باشد». (بحارالانوار، ج103، ص‏252)

روحيه مردان به‌گونه‏اي است كه در برابر محبّت، نرم و دلبسته مي‏‌شود و هرچه در توان دارد و به‌دست مي‏‌آورد را به پاي محبوب خود مي‏‌ريزد و كانون گرم خانواده، با محبّت هر چه بيشتر شكل مي‏‌گيرد. اينجاست كه به اَسرار سفارش بسيار درباره احترام زنان به مردان در روايات اسلامي، مي‏‌توان پي برد

 نظر دهید »

زنان موفق در خانواده 1

29 آبان 1392 توسط نورالزهراء (س)

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

nicode-bidi: embed;">

پاسخ: زندگی زناشویی قوام، تحکیم و استمرارش به محبّت، دوستی، تفاهم، احترام متقابل و به رسمیت شناختن و رعایت حقوق یکدیگر است. دین اسلام برای آنکه محیط و اجتماع کوچک خانواده، قوام پیدا کند و تداوم یابد، برای هر یک از زن و شوهر حقوقی در نظر گرفته و در مقابل این حقوق، وظایفی را نیز برای آنان تعیین کرده است؛ چراکه خداوند هر جا حقّی در نظر گرفته، تکلیفی را هم مقرّر نموده است؛ بنابراین به مناسبت پرسش از وظایف زنان در برابر مردان، در ادامه مطلب، برخی از مهم‌ترین وظایف شرعی و اخلاقی زن در برابر شوهر یا به تعبیر دیگر، حقوق مردان نسبت به زنان را بیان می‌کنیم

صفحات: 1· 2

 1 نظر

ایجاد معنویت در خانواده

03 خرداد 1392 توسط نورالزهراء (س)

سؤال : تأکید بر اهمیت ازدواج ، به منظور معنویت و حفظ نصف دین می باشد . الان طی یکی دو سال که از ازدواج ما گذشته است ، می بینیم معنویتمان کم شده و هر چه برای ایجاد معنویت در خانه کارهایی می کنیم موفق نمی شویم ، چه باید کرد که برنامه معنویت تثبیت شود و به طور مداوم اجرا کرد؟

پاسخ: به اصطلاح ما طلبه ها مقتضی باید موجود و مانع هم باید مفقود باشد .  ازدواج خودش اقتضای تضمین ایمان را دارد ، یعنی مرد باعث می شود نصف ایمان خانم حفظ شود و خانم موجب می شود که نصف ایمان مرد حفظ گردد . این خانم و آقا بعد از ازدواج ، واقعاً نیمی از دین را دارد ، یعنی بحث از اقتضا گذشته است و مرد نصف ایمانش تضمین است. زن هم همینطور.

شما می توانید بعد از ازدواج و قبل از ازدواج را مقایسه کنید . قبل از ازدواج بسیاری از محبت هایی که به دیگران ابراز می کردیم ، معلوم نبود محبت های خالص باشد . در برخی موارد محبت ها شهوانی بوده است و غافل بوده ایم . اما بعد از ازدواج شهوت و غضب انسان تعدیل می شود ، شما قبل از این که ازدواج کنید ، همه چیز خودتان هستید . وقتی ازدواج می کنید ، دیگران هم مطرحند ، زیرا انسان دیگر فرد گرا و شخص گرا نیست و دیگران را هم درک می کند.

مرحوم ملاحسین قلی همدانی رضوان الله تعالی علیه ، استاد بزرگ علمای ما می فرمایند :

در تلاش باش که هر روز پیرامون چند موضوع فکر کنی : از جمله این که ببین خدای متعال به تو چه داده است ، یکی از نعمت های خوب خدای متعال همسر است که این نعمت بسیار خوبی است . انسان وقتی که درست در این باره بیندیشد ، آن وقت نوع برخورد او عوض می شود . نعمت را باید شکر گزاری کرد. شکر در زبان و عمل.

اگر مثلاً خانم به این جا رسید این آقا موجب شده است نصف ایمان مرا حفظ کند و من نیز نصف ایمان او را حفظ کرده ام ببینیم چقدر زن و مرد در خانه ارزشمند خواهد بود!

شخصی خدمت پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله ) گفت: یا رسول الله ، وقتی که من وارد خانه می شوم ، خانمم به استقبال من می آید و اگر ناراحت و خسته باشم با من برخورد مناسب دارد.. اگر غمگین باشم ، می گوید اگر غمت برای امور دنیاست که امور دنیا را دیگری برای تو تضمین کرده و اگر برای آخرت است خدا إن شاء الله غمت را بیشتر کند ، بیشتر به فکر آنجا باشی . وقتی از خانه بیرون می آیم، من را بدرقه می کند ، حضرت فرمودند: خدای تعالی کارگزارانی روی زمین دارد که خانم تو یکی از آن ها است.

استاد تهرانی ، کارشناس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

 نظر دهید »

نشاط طلبه

09 اردیبهشت 1392 توسط نورالزهراء (س)

عوامل و موانع نشاط در خانواده

سؤال: اگر نشاط در درون انسان ریشه دارد و یک حالت پایدار و همیشگی است، با توجه به این محدودیت هایی که خانواده های طلاب دارند و همین محدودیت ها شاید باعث ضعف نشاط در زندگی شود، چگونه می توان به این حالت پایدار و همیشگی رسید؟

پاسخ :طبع اولی انسان این است که با نشاط و شوق  باشد ، باید آن چیزی که طبع اولی را تغییر می دهد ، شناخت . خستگی مفرط طبع اوّلی انسان را تغییر می دهد، یعنی انسان وقتی خسته شد و این خستگی  در وجودش رسوب کرد ، یعنی مرتب با خستگی کار کرد ، با خستگی مطالعه کرد و با خستگی زندگی کرد ، به طور طبیعی دیگر نشاط و شادمانی وجود ندارد. یک وقت انسان غمگین می شود و با کلمه استرجاع ( إنا لله و إنا إلیه راجعون) غم را زایل می کند اما یک وقت غمگینی در وجودش رسوب می کند. این حالت مشکلاتی به وجود می آورد.

خلاصه سخن این که خود را به غم های سنگین نسپارید. غم را رد کنید مثل موجی که باید رد شود.

از سوی دیگر خود را به شادی ها و هیجان های سنگین هم نسپارید. شادی ها و هیجان های سنگین تعادل روحی انسان را به هم می زند.

 در غم و شادی باید متعادل بود تا توازن را به هم نخورد ، اگر توازن به هم نخورد ، نشاط تأمین می شود ، زندگی خوب، خرم ، خوش و زیبا می شود وقتی که امید در انسان باشد ، تمام مشکلات حل می شود.

حجة الاسلام و المسلمین حسینی (کارشناس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره))

 

 2 نظر

مشاوره در مدارس

30 فروردین 1392 توسط نورالزهراء (س)

ضرورت فعاليت هاي راهنمايي و مشاوره در مدارس:

 يکي از نهادهاي اجتماعي، نهاد آموزش و پرورش است که مسئوليت مهمي در تربيت کودکان، نوجوانان و جوانان بر عهده دارد. نگاه گسترده به نقش آموزش و پرورش به عنوان عاملي مؤثر در فعليت بخشيدن به امکانات بالقوه و ذاتي افراد، انتقال اندوخته ي تجارب گذشتگان، ارائه ارزش هاي مطلوب، افزايش معلومات و ايجاد مهارت هاي لازم در افراد براي زندگي و بالاخره تسهيل مسير حرکت وجودي آدمي به سوي کمال اهميت اين نهاد اجتماعي را بيش از پيش نشان مي دهد. گسترش کمي آموزش و پرورش نشانگر گرايش و استقبال همگان به اثر بخشي اين نهاد و گسترش کيفي آن ناشي از توسعه معارف، علوم و رشد بي وقفه تکنولوژي است که اين دو بر پيچيدگي  و ظرافت جريان آموزش و پرورش افزوده است. بنابراين براي تحقق اهداف تعليم و تربيت و رشد شخصيت کودکان و نوجوانان بايد از خدمات راهنمايي و مشاوره بخوبي استفاده کرد. نقش راهنمايي در آموزش و پرورش افراد به حدي است که عده اي از صاحب نظران آن را به نوعي تعليم و تربيت گفته اند و بعضي راهنمايي را تسهيل کننده جريان تعليم و تربيت مي دانند. اگر تربيت را به معني نشو و نمادادن، زياد کردن، برکشيدن و به حداعتدال سوق دادن آدمي بدانيم، تعليم را رشد دادن آدمي در تسهيل جريان رشد و کمال آدمي خواهيم يافت. مهم ترين عواملي که در ضرورت راهنمايي و مشاوره و توسعه آن در نظام هاي آموزش و پرورش مؤثر بوده اند عبارتند از:

صفحات: 1· 2

 نظر دهید »

مشاور موفق

30 فروردین 1392 توسط نورالزهراء (س)

خصوصيات مشاور

 هامرين و پولسون، مطالعه اي را براي اين مسأله به تحقيق گذاشتند که در آن 91 مشاور، خصوصياتي را که به نظرشان عمل مشاوره را تسهيل مي کرد بيان نمودند. اين خصوصيات به ترتيب فراواني پاسخ ها به شرح زير به دست آمده است:

1. فهم يا ميزان درک مشاور 2. زمينه همدردي در جريان مشاوره 3.ثبات و پايداري 4. حوصله و بردباري 6.عينيت 7.صميميت 8.حضور ذهن 9.انصاف 10.سعه صدر 11.پاکي و صداقت 12.آرامش 13.داشتن فکري باز 14.هوش 15.تعادل اجتماعي 16.ابتکار و خلاقيت. اين ها خصوصياتي بودند که در مطالعه و تحقيق هامرين و پولسون به ترتيب اولويت، توسط مشاوران شرکت کننده در تحقيق(به تفکيک) خاطر نشان شده بودند.

اما اتحاديه تعليم و تربيت و سرپرستي مشاوران، شش خصوصيت ذيل را براي مشاوران قلمداد کرده و لازم مي داند: 1. اعتقاد با هر فرد 2. تعهد در برابر ارزش هاي انساني 3. آگاهي از دنيا 4. داشتن فکري باز 5 . شناخت خود 6. تعهد حرفه اي.

صفحات: 1· 2

 1 نظر

رابطه دختر و مادر

16 اسفند 1391 توسط نورالزهراء (س)

 

بسياري از مادران تصور مي‌کنند که با خرده‌گيري و انتقاد مي‌توانند دخترانشان را به صورتي که مورد دلخواهشان است درآورند. همواره ايجاد ارتباط درست بين مادر و فرزند عامل مهمي در سلامت ذهني و همچنين اعتماد به نفس فرزند بوده است و اين موضوع بويژه درباره دختران صدق مي‌کند. درحال حاضر به دليل مشغله مادران و وجود ارتباط هاي وسيع خارج از حوزه خانواده به نظر مي رسد رابطه مادر و دختري که پل مهم تربيت و انتقال تجارب است کمرنگ شده و صدمات زيادي به همراه داشته است. به نظر مي رسد در اين شرايط، توجه به برخي توصيه ها براي هر دو طرف کارساز باشد.

مادران:

به شخصيت دخترتان احترام بگذاريد

بسياري از مشکلات مادر و دختر، بنياني است زيرا تفاوت‌هاي بين آنها در انتها، منجر به بحث و مشاجره مي‌شود. براي مثال اگر شما فردي اهل گردش و تفريح و پرانرژي هستيد ولي دخترتان خجالتي و منزوي است، اين تضاد باعث مي‌شود که رودرروي هم قرار بگيريد و به جر و بحث بپردازيد.

هر روز با دخترتان صحبت کنيد

در روزهاي هفته مي‌توان کارهاي زيادي انجام داد که شايد انجام ندادن اين کارها باعث هرج و مرج و بي‌نظمي شود. اما اينکه شما چگونه سرگرم هستيد مهم نيست بلکه بايد سعي کنيد زمان‌هايي را براي گوش دادن به افکار و احساسات دخترتان اختصاص دهيد. از اصلي‌ترين کليدهاي يک ارتباط عالي بين مادر و دختر اين است که ارتباط راحت و آزادي با يکديگر داشته باشند.

از دخترتان ايراد نگيريد

انتقاد خيلي شديد به جاي تصحيح سازنده و مؤثر، باعث از بين رفتن اعتماد به نفس در دخترتان مي‌شود و بدين‌ترتيب، دختر اميدش را براي رسيدن به آرزوهايش در آينده از دست مي‌دهد. اين کار مي‌تواند ميان هر دوي شما خشم، عصبانيت و اوقات تلخي ايجاد کند. سعي کنيد با صحبت‌هايتان باعث ترقي و تعالي اخلاقي و معنوي او شويد و هميشه درصدد يافتن مواردي باشيد که در او احساس خوبي را ايجاد مي‌کند.

علاقه ‌تان را به او نشان دهيد

دخترتان نيازمند اين است که شما از او نگهداري کنيد، او را در آغوش بگيريد، ببوسيد و به او بگوييد که چه قدر دوستش داريد. اين کارها باعث مي‌شود که احساس خوبي درباره شما و خودش در او گسترش يابد. خودبيني، از طريق اعضاي خانواده خصوصا والدين، به وجود مي‌آيد. به او نشان دهيد که مي‌تواند تأثيرات مثبتي از شما بپذيرد و اين تأثيرات باعث پيشرفتش مي‌شود.



دختران:

سعي کنيد او را درک کنيد

سعي کنيد مادرتان را درک کنيد. اين کار مي‌ تواند سخت باشد مخصوصا اگر شما به‌دليل مشاجرات قبلي، احساس بدي از او داشته باشيد. تلاش کنيد که آرامش‌تان را حفظ کنيد. بهترين زمان براي صحبت با مادرتان، وقتي است که هر دويتان آرامش داريد. به جاي بحث کردن بهتر است در مورد نتيجه کارتان به گفتگو بنشينيد.

براي يکديگر قانونگذاري کنيد.
هر دوي شما مي‌توانيد بعضي قانون‌ها را بپذيريد، قوانيني چون با مهرباني صحبت کردن، صحبت‌کردن در مورد مسائلي که ممکن است بعداً به يک مشکل بزرگ تبديل شوند و… به نوبت به صحبت‌هاي يکديگر گوش دهيد. مشاجره و درگيري، هيچ چيزي را حل نمي‌کند بلکه سبب مي‌شود که روابط، آرام آرام خراب شود.

نگاهي به خودتان بيندازيد

  شما چه کارهايي براي بهبود روابط با مادرتان انجام مي‌دهيد؟ آيا شما ازقوانين خانواده اطاعت مي‌کنيد؟ آيا شما نياز داريد که بيشتر مورد احترام قرار بگيريد؟ واقعا به خودتان نگاه کنيد و اگر مواردي در رفتار شما وجود دارد که مورد تأييد نيست، آنها را تغيير دهيد؛ تغيير صحيح بعضي رفتارها، ممکن است باعث حل مشکلاتي شود که با مادرتان داريد.

به مادرتان فرصت دهيد که بداند شما چه قدر دوستش داريد.

مادران نياز دارند که از زبان شما بشنوند که دوستشان داريد. کارهايي انجام دهيد که عشقتان را نسبت به او نشان دهد. به مادرتان بفهمانيد که وجودش چه قدر براي شما با اهميت است.

از مهم‌ترين کليدهاي روابط مادر و دختر، اعتماد و احترام است.

اطمينان و احترام بايد دوسويه باشد و دختر بايد به مادرش اطمينان داشته باشد و به قوانين او احترام بگذارد. احترام گذاشتن و اعتماد داشتن از مهم‌ترين عناصر داشتن يک رابطه سالم است.

يکي از کليدهاي رابطه مادر و دختر، همکاري کردن است؛ خودتان را محک بزنيد و اگر لازم بود، براي ايجاد تغييرات، زماني را اختصاص دهيد. از همنشيني با هم لذت ببريد و نکته‌هاي جديد و آموزنده‌اي از يکديگر ياد بگيريد.

براي ساختن يک رابطه جاودانه، زمان کافي اختصاص دهيد تا بعداً دچارپشيماني نشويد.

                                                                                منبع: نشريه پيام زن

 

 2 نظر

باورهای واقعی و پنداری

12 اسفند 1391 توسط نورالزهراء (س)

     


باور غلط: مجبوریم همان گونه احساس کنیم که هستیم و انتخاب دیگری نداریم.

باور درست: بر خلاف تصور، انتخاب های متعددی داریم پس انتخاب کنیم.

باور غلط: اشخاص و یا چیزهای دیگر احساسمان را در دست بگیرند.

باور درست: نباید افراد یا چیزهای دیگر احساسمان را در دست بگیرند.

باور غلط: احساس بی ارزشی می کنیم اگر اشتباهی مرتکب شویم نمی توانیم دیگر کار درستی را انجام دهیم.

باور درست: همه جایزالخطا هستیم و اشتباه می کنیم پس همه حق اشتباه کردن را داریم .

باور غلط: می توانیم رفتارها و احساسات دیگران را کنترل کنیم.

باور درست: تلاش نکنیم رفتار همه افراد را تحت کنترل خود در آوریم . رفتار خود را کنترل کنیم…

 نظر دهید »

بیایید با بصیرت حرکت کنیم !

17 بهمن 1391 توسط نورالزهراء (س)

 1 نظر

چگونه طلبه موفق شویم(8)

17 بهمن 1391 توسط نورالزهراء (س)



15- تلاش کنیم طلبه ای یک بعدی نباشیم ؛ بلکه از طلبه های چند بعدی و اجتماعی و دارای معلومات نسبتاً چند جانبه باشیم تا بتتوانیم برای مردم و جامعه ی خود کارسازتر و مؤث تر باشیم. به گفته حافظ:

عشق و شباب ورندی، مجموعه مراد است      چون جمع شد معانی ، گوی بیان توان زد

16- از تجربه های خوب و کاربردی علما و فضلای حوزه بهرمند شده ، از آنان بخواهیم که از تجارب طلبگی شان برای ما بگویند؛ زیرا چه بسا تجربه هایی که در کتاب ها و نوشته ها ذکر نشده و نخواهد شد.

بیست نکته از  آقای عبدالرحیم موگِهی (استاد حوزه )

 2 نظر

پله رشد دیگران...

14 بهمن 1391 توسط نورالزهراء (س)


اگر قادر نيستي خود رابالا ببري همانند سيب باش

تا با افتادنت انديشه اي را بالا ببري.


 1 نظر

خودم را باور دارم...

14 بهمن 1391 توسط نورالزهراء (س)

 نظر دهید »

چگونه طلبه موفق شویم(7)

14 بهمن 1391 توسط نورالزهراء (س)

13- در انتخاب استاد و دوست حوزوی ، بسیار دقت کرده ، آن را جدی بگیریم، زیرا استاد و دوست خوب و خوش فکر و خوش اخلاق ، نقش بسزایی در تعلیم و تربیت ما طلبه ها دارند و چه بسا مسیر طلبگی ما را به کلی تغییر دهند.

14- تصمیم بگیریم که  در هر فعالیتی ، از بهترین ها و برترین ها باشیم و همیشه کارِ درجه یک و با نمره ی بیست انجام دهیم و هرگز به سراغ کارهای درجه دو و سه نرویم ؛ زیرا به مرور زمان ، اعتبار علمی و کاری و اجتماعی خویش را از دست خواهیم داد.

بیست نکته از  آقای عبدالرحیم موگِهی (استاد حوزه )

 نظر دهید »

دعوت به آرامش

08 بهمن 1391 توسط نورالزهراء (س)

 نظر دهید »

چگونه طلبه موفق شویم(6)

08 بهمن 1391 توسط نورالزهراء (س)

11- نوگرایی و نواندیشی به معنای درست و دینی آن را سر لوحه ی زندگی طلبگی خود قرار داده بکوشیم که از کارهای تکراری و کلیشه ای در تبلیغ ، تدرسی ، تحقیق ، تألیف و مانند آن خودداری کرده ، با حوزویان نوبارور و نوآور ، معاشزت و مجالست داشته باشیم؛

گر متاع سخن امروز کساد است«کلیم»      تازه کن طرز که در چشم خریدار آید

12- از همان ابتدای دوران طلبگی ، در پی ریزی درست و استوار پایه های فکری و عقیدتی خویش بکوشیم و مواظب دکان های باز شده در این مسیر باشیم و تنها از استادان برجسته و شناخته شده در این زمینه بهره گیریم در غیر این صورت :

خشت اول چون نهد معمار کج         تا ثریا می رور دیوار کج

 1 نظر

نردبان موفقیت

27 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)

 2 نظر

چگونه طلبه موفق شویم(5)

27 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)

9. به سلامت خود ، به سلامت خود ، به سلامت خود ، در ابعاد گوناگون و به ویژه در آغاز طلبگی اهمیت دهیم.

10. از آفتها و مصیبت های بزرگ شماری از حوزویان- نه همه ی آنها- بی نظمی ،بی نظمی ، بی نظمی است. بکوشیم که طلبه ای منظم و منضبط ، به معنای واقعی و فراگیر آن باشیم و این همه امکانات و فرصت ها و نعمت  ها را بر اثر بی نظمی از دست ندهیم و مراجع و علمایی منظمف همچون امام خمینی (ره) را الگوی خویش فرار دهیم و به فرموده ی ایشان:

« از تز شیطانی نظم ما در بی نظمی ماست، دوری کنیم.»

 نظر دهید »

سخن کوتاه ولی پرمحتوا

22 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)

اگر به‌ خاطر نيازى‌ مجبور شدى‌ با مردى‌ دوست‌ و همنشين‌ شوى‌ ، پس‌ با كسى‌ دوست‌ شو كه‌ وقتى‌ با او همنشينى‌ مى‌كنى‌ ، موجب‌ زينت‌ تو باشد و هنگامى‌ كه‌ به‌ او خدمتى‌ كردى‌ ، از تو حمايت‌ كند و هنگامى‌ كه‌ از او در خواست‌ كمك‌ كردى‌ ، تو را يارى‌ كند و اگر سخنى‌ گفتى‌ ، سخن‌ تو را تصديق‌ كند و اگر حمله‌ كردى‌ ، هجوم‌ تو را قوت‌ بخشد و اگر چيزى‌ طلب‌ كردى‌ ، تو را يارى‌ كند و اگر نقصى‌ از تو آشكار شد ، آن‌ را بپوشاند و اگر نيكى‌ از تو ديد ، آن‌ را به‌ حساب‌ آورد .

(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 139)

 نظر دهید »

کوچک مردان بزرگ

15 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)

 1 نظر

چگونه طلبه موفق شویم(4)

15 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)

 

7- افراط و تفریط در هر کاری ، به ویژه در مسائل معنوی ، عقیدتی و سیاسی ، از اموری است که بعضی از حوزویان را به دره سقوط انداخته یا حتی به ورطه هلاکت کشانده است. به طورجدی «اعتدال»را در زندگی طلبگی ، فراروی خویش قرار دهیم.

8- زیّ طلبگی خود را هیچ گاه فراموش نکنیم و به عرفیات رایج و درست در میان حوزه و حوزویان احترام بگذاریم؛ برای مثال ، امروزه حتی باید توجه کرد که صدای زنگ تلفن همراهمان با زیّ طلبگی ما منافات نداشته باشد.

 1 نظر

هشدار!!!

06 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)


چهار روش براي اتلاف وقت وجود دارد :

كارنكردن، كم كاركردن،  بدكاركردن، كاربيهوده كردن

 3 نظر

فتوکل علی الله

06 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)

 نظر دهید »

چگونه طلبه موفق شویم(3)

04 دی 1391 توسط نورالزهراء (س)

4- داشتن اخلاق نیکو و تقید به آداب اخلاقی و رعایت موازین شرعی ، از اموری است که باید به آن توجهی وافی و وافر کنیم ؛ مثلاً اگر احیاناً به مراجع عظام و علمای بزرگ و بزرگوار حوزه انتقادی نیز داریم ، به هیچ وجه به آنان بی ادبی و بی احترامی نکنیم . در آغاز طلبگی ، عالمی وارسته هشدارمان داد:« اهانت و بی ادبی به مراجع تقلید، ممکن است طلبه را جوان مرگ کند.»

5- از  همان آغاز ، درس های طلبگی - به ویژه ادبیات عرب ، منطق و اصول فقه- را خوبِ خوب  بخوانیم و این خیال را از سرمان کاملاً بیرون کنیم که بعداً برمی گردیم و درس هایمان را دوباره خوب می خوانیم کمتر دیده یا شنیده ایم  که طلبه ای فرصت و حال پیدا کرده و توانسته برگردد و درس هایش را دوباره به خوبی بخواند.

6- به حوزوی بودن و داشته های حوزوی خود افتخار و از خودباختگی دوری کنیم و به خود باوری روی آوریم و به «حجة الاسلام » بودن بیشتر ببالیم تا «دکتر بودن»

                                       

                                                                                                      بیست نکته از  آقای عبدالرحیم موگِهی (استاد حوزه )
          

 1 نظر

چگونه طلبه موفق شویم(2)

27 آذر 1391 توسط نورالزهراء (س)

…..

2- طلبه ای خوش تیپ و خوش برخورد باشیم .  جامعه ما ، به ویژه نسل جوان امروز  با حوزویان خوش تیپ و خوش برخورد ، بهتر و بیشتر ارتباط برقرار می کنند تا…

3- ادبیات فارسی را جدی بگیریم و از حوزویان خوش قلم باشیم . نویسنده ای حوزوی ، کتاب خود را چنین زیبا به حضرت زهرا ( علیها السلام) تقدیم کرده است :« کویری تَرَک خورده ام/ تشنه یک جرعه نگاه تو/ دریاب این عطش به تاول نشسته را / ای بانوی آب!»

 ……              

                                                                   بیست نکته از  آقای عبدالرحیم موگِهی (استاد حوزه )
          

 نظر دهید »

چگونه طلبه موفق شویم(1)

24 آذر 1391 توسط نورالزهراء (س)


بر خیز تا طریق تکلیف رها کنیم           دکّان معرفت به دو جو پُر بها کنیم

                                                                                                    (سعدی)


1-در دوران طلبگی و به ویژه از همان آغاز،ده روش زیر را حتماً بیاموزیم و آنها را به کار گیریم:

یک. روش مطالعه و تند خوانی ؛

دو. روش مباحثه و مناظره؛

سه. روش یادداشت برداری و خلاصه نویسی ؛

چهار.روش تحصیل و درس خواندن؛

پنج. روش تبلیغ و سخنوری ؛

شش. روش تدریس و کلاس داری ؛

هفت.  روش تحقیق و نویسندگی ؛

هشت.روش همسر داری و تربیت فرزند؛

نه. روش زندگی کردن؛

ده. روش طلبگی ، طلبگی و طلبگی.

بیست نکته از  آقای عبدالرحیم موگِهی (استاد حوزه )

 2 نظر
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

نور الزهرا (سلام الله علیها)

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ایام
  • پژوهش
  • احکام
  • متفرقه
  • اخبار
  • شبهات
    • پیامک ! توجه ، توجه !!!
    • قانون جذب ، علم یا خرافه؟
    • سحر= عرفان؟
  • خانواده
  • مشاوره
  • دلنوشته
  • قبله از این طرف است
  • اخلاق
  • علم اصول فقه
  • سین سلامت
  • ساحل آسمانی
  • زن در آئینه امام (ره) و مقام معظم رهبری
  • معرفی کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • آرشیوها

فرش اینترنتی

صوت

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس